نسخه ديجيتالى جلد دوم كتاب "فرهنگ قرآن" (کليد راهيابى به موضوعات و مفاهيم قرآن کريم ) با هدف ارايه تسهيلات به كاربران اينترنت بر روى پايگاه مركز فرهنگ و معارف قرآن قرار گرفت.
به گزارش دیدبان آی تی ایران ، فرهنگ قرآن مجموعه معنايى معارف و مفاهيم قرآن است كه به شيوهاى نوين و به صورت الفبايى - موضوعى سامان يافته است و حاوى هزاران موضوع قرآنى است كه علاوه بر نقش اطلاعرسانى در زمينه معارف قرآن، مىتوان از آن به نوعى به عنوان تفسير موضوعى ياد كرد.
فرهنگ قرآن از طريق نمايهسازى و نمايهنگارى با مخاطب ،ارتباط برقرار و او را با متون دينى آشنا مىكند و سعى دارد ذيل هر نمايه، يك شناسه مطرح كند تا آسيبهاى احتمالى در فرهنگ نامهها به حداقل برسد.
بنا بر اعلام اين مجموعه معنايي، بزرگترين مجموعه معنايى قرآن در جهان و از افتخارات جهان تشيع و حوزه علميه قم است.
اصل خبر هم در اینجاست itObserver
چرا این خبر توجه من را به خود جلب کرد؟ به نظر شما خبرنگاران حوزه ای تی آن هم در زمان انتشار یک خبر در اینترنت نباید آدرس سایت را بنویسند؟
سایت http://www.ehda-it.com را ببینید حتما، این سایت در برخی از ساعت ها (احتمالا زمانی که وبمستر پشت کامپیوتر نیست) بسته می شه، یعنی شما پیغام "the website is closed" را می بینید!!! به نظر شما نباید میان وب سایت و بقالی تفاوت ایجاد کرد ؟؟؟
این هم سورس صفحه که نگین از خودم حرف در آوردم :
<head>
<style type="text/css">
.style1 {
text-align: center;
}
</style>
</head>
<div class="style1">
<br> <br> <br> <br>
the website is closed</div>

شاید راه سکوت را در پیش گرفته اند و نظری نمی دهند، ولی این دست نیست. من بار ها و بارها گفته ام یک وبلاگ نویس مانند یک خبرنگار است، اصلا نه می تواند و نه حق دارد مانند یک مدیر مسئول یا سردبیر نظر بدهد.
این آقای مزیدی - پزشکی دیگر در مورد شروکس می فرمایند. "دقيقا متوجه شوم شروكس قرار است در كدام دستهبندی قرار گيرد؟ آيا قرار است شروكس تبديل به بزرگترين پورتال اينترنتی ايرانيان شود؟(مدلی شبيه سايت ياهو در چندين سال قبل).اگر چنين است-كه مطمئنم نيست- بايد بگويم حتی سايتهای بزرگی چون ياهو نيز كمتر بر روی پورتال خود كار ميكنند" من واقعا متوجه نشدم شما این اطلاعات دقیق را در مورد یاهو از کجا آوردید ؟؟؟ اگر یاهو، ماکروسافت، گوگل به دنبال توسعه پورتال های خود نیستند به دنبال چه هستند؟ به دنبال توسعه وبلاگ های رسمی و یا شخصی؟
خیلی جالب است آقای مزیدی می فرمایند که " اكثر سايتهای مطرح وب دارند به اين سمت ميروند- استفاده از صفحه شخصی ( personalized page ) است" بعد در ادامه اضافه می کنند که متاسف هستند که شروکس اصلا به این امر نپرداخته است. شما اگر دقت کنید همین عجله را ، در خصوص سایت iaskit.it کردید و بعد از 3 روز راه اندازی سایت اشکالاتی غیر منطقی از سایت گرفتید و امروز نیز همین اشتباه را در مورد شروکس انجام دادید، امید وارم که فردا اشتباه سوم را در مورد یک سایت دیگر انجام ندهید.
چرا ما ایرانی ها عادت ندارم به موارد تخصصی پاسخ ندهید؟ چرا در فرهنگ ما استفاده از واژه "من در این زمنیه تخصصی ندارم" جای ندارد؟ همه متخصص هستیم در تمام زمنیه ها
این شعر هم کادوی تولد منه که پرهام جان برای فرستاده:
به نام خداوند مال و منال
که بي آن رود زندگي بر زوال
خداوند نام و خداوند زر
اگرپول نداري شوي دربه در
خداوند کيوان وگردان سپهر
فزاينده مال و اموال و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است
همي بنده دارا برش سرتر است
توانا بود هرکه دارا بود
زثروت دل پير برنا بود
این پست را تا شب به روز می کنم، امروز دنبال مطلب جدید نباشید.

کادوی تولد سیاوش سکوت
پیام های جشن تولد انلاین من :
Saeed Rahimi: Tavalodeton mobarak
yoranizi***: happy birthday
Parham Baghestani: tavalodet mobarak agha
ali kazemi mojarad: tavalodet mobarak
Nazanin: tavalodesh mobarak
khaleeje hameeshe pars: تولدتونم فرخنده باد اميدوارم سالهاي سال زنده باشيد
-- ---: tavaloodet mobarak
ME|-|DI: ishallah 100 sal Zende Bashio
Saeideh Ansari has sent you an ecard from 123Greetings.com
farnam nikmehr : tavalodetoon mobarak
amir pasha motamed: tavalodet mobarak
mark marky: Bah baba Tavallodet Mobarak pesarrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr
Amir Jebelli: tavalodeton mobarak
Nima Arabi : tavalodet mobarak ishalla 1024GB sal zende bemoni
Ramin Moradi: سلام آقا شايان...فکر کنم تولد "او ال سي" باشه.خواستم تبريکي گفته باشم
راستی اولین پیام کوتاه ساعت ۷ صبح از سحر رسید و متن آن تولد مبارک بود.
یک تیرکمون واقعی با ۱۰ تا تیر از طرف آلاله هم بود
در تمام نوشته من یک مورد اشتباه وجود داشت، که شما فرمودید در وبلاگ از component استفاده نمی کنند بلکه از Template استفاده می کنند. این اشتباه من بوده که حتما تمام دوستان متوجه شدند. و در خصوص اضافه نوشتن یک دانه n اضافه هم که شرمنده، من اصلا املاء خوبی ندارم. ولی دلیل به بی سوادی من نیست. اشکال تایپی بود در حقیقت.
در مورد تغییر نام سایت یا وبلاگ، باید بگویم که همچنان در نظر خود هستم. انتخاب نام سایت یا شرکت یکی از مهم ترین مراحل شروع کار تجاری است. پس از انتخاب نام در هیچ کجای دنیا ، نام شرکت و دامنه فعالیت خود را تعویض نمی کنند. در خصوص گوگل هم نام gmail تعویض نشده بجای ارائه سرویس در gmail.com سرویس های google.com/mail سرویس دهی می شود. نام همان gmail است و لوگوی تجاری نیز همان gmail بوده و امروز هم مانده است.
در خصوص طراحی سایت و وبلاگ هم اصلا با نظر شما موافق نیستم. وبلاگ یک لایه است. یک بانک اطلاعاتی یک بخش مدیریت، و یک بخش نمایش، که حال می تواند جدای نمایش مطالب، گزارش های ماهانه یا موضوعی هم داشته باشد.
اما وب سایت یک بخش طراحی پیچیده دارد. یک وب سایت ممکن است قبل از برنامه نویسی ، بخش طراحی، امکان سنجی داشته باشد. طراحی یک وب سایت مانند طراحی یک سازمان بزرگ است. تفاوت میان مدیریت یک فروشگاه HP و مدیریت کارخانه HP است. متاسفانه چون صنعت وب سایت در ایران تقویت نشده، و عموما وب سایت ها از CMS های آماده که بیشتر مانند وبلاگ ها هستند (یعنی با هر به روز رسانی یک مطلب از صفحه اصلی کنار می رود.) استفاده می شوند این تفاوت و این اختلاف در ایران اصلا نه بررسی شده و افراد متخصص در این زمینه داریم. همه پراکنده مطالعه کردیم، یکی کم و یکی زیاد.
در نسخه بتا و آزمایشی ، فرایند تولید به اتمام رسیده و طرح برای آزمایش ، نه نقد و پیشنهاد در اختیار کاربران قرار می گیرد. در این زمان کاربران شناخته شده و یا دیگر کاربران گزارش های خطا و اشکالات را به مدیر برنامه نویسی یا مدیر پروژه اعلام می کنند. اگر قرار بود که پیشنهاد جدید هم هر روز مطرح شود که هیچ سایت یا برنامه ای از چرخه آزمایش خارج نمی شد.
من در زمینه کاری خود از سال 2001 کار کردم، برای خودم کار کردم ، عضویت من در w3c گواه فعالیت من بوده و خواهد بود. در این زمینه دانش دارم، در خصوص اینکه من پس در این وبلاگ چکار می کنم هم یادآور بشوم که هر فردی که وبلاگ دارد وبلاگ نویس نیست. وبلاگ نویس فردی است که فعالیت وبلاگ نویسی را به عنوان یک فعالیت اجتماعی انتخاب کرده ، من نه دانش وبلاگ نویسی دارم و با وجود بزرگان وبلاگ نویس ، توان و دانش وارد شدن به بخش شدن را دارم و نه اصلا دوست دارم وبلاگ نویس باشم، این وبلاگ خانه شخصی من در اینترنت است و در اینجا زندگی می کنم فقط همین.
اما در خصوص وب سایت، و آموزش الکترونیک خود را بدون هیچ خود بزرگ بینی مطلع می دانم. اما همان طور که در اول هم گفتم وقتی اشتباه کنم، از دیگران پوزش می خواهم.
من همیشه وبلاگ نویس های عزیز را یک مشکل برای توسعه دنیای مجازی می دانم (شرمنده از تمام دوستان) اگر هم مشکل نباشند در برخی از موارد و توسط برخی از افراد ، تحلیل هایی مطرح می شود که شدیدا با واقعیت فاصله دارد. برای نمونه این دوست مزیدی اصلا پیشنهاد کرده که سایت را تغییر نام دهند و بجای iaksit از دامنه bepors.com استفاده کنیم. در خصوص این پیشنهاد باید بگویم، دوست من سایت وبلاگ نیست که شما امروز از نام آن خسته شوید و به دنبال یک نام دیگر بروید.
همین دوست پیشنهاد کرده که برای سایت یک لوگو انتخاب کنیم !!! به عکس کنار توجه کنید. من متوجه نشدم منظور چیست؟ این سایت که لوگو به این خوبی دارد؟
یا برای نمونه پیشنهاد کردند که منوی کنار این سایت بصورت درختی باشد!! یعنی وقتی موس را روی نام گروه اصلی می بریم مانند منوهای جاوا در وبلاگ ها یک منو باز شود و زیر گروه ها را نوشته باشد!!!!!
البته یک چند تا نظر و پیشنهاد هم دوست ما زیر خطر IT نوشتند که فکر نمی کنم این پیشنهاد ها از دید مدیران سایت دور باشند. البته این را هم باید یاد آور شوم که در خصوص طراحی سایت به این شکل نیست که مانند وبلاگ یک componnent را از یک سایت گرفت و در وبلاگ قرار داد و بلافاصله نتیجه را مشاهده کرد. مثلا در مورد پیشنهاد اینکه ، از امتیاز ها داده شده به سوالات استفاده نمی شود. بطور کامل مشخص است که اگر قرار نبود از امتیاز ها استفاده شود، اصلا این امکان را در سایت قرار نمی دادند. طراحی و مدیریت یک سایت بسیار پیچیده تر و سخت تر از وبلاگ است. و حتما این نکته از دید مدیر سایت دور نبوده و به احتمال زیاد این موارد در نسخه اصلی سایت استفاده خواهد شد.
به تمام وبلاگ نویس های عزیز هم پیشنهاد می کنم تا زمانی که یک سایت در حالت آزمایشی یا beta است. در مورد آن نظر و پیشنهاد ندهند. اجازه بدهید که سایت وارد فعالیت اصلی خود شود و سپس موارد را مورد نقد و بررسی قرار دهید.
پدر بزرگوار دنیای مجازی، جناب آقای حسین درخشان (i.hoder.com) عزیز
آخرین مقاله شما شما را در خصوص آقای خاتمی خواندم، و واقعا متاسف شدم که چرا شما به یکی از چهره های مهم در این دنیای مجازی تبدیل شده اید. استفاده از کلمات نادرست و زشت در یک نوشته وبلاگی به نظر شما هنر است؟ یا بی هنری؟
متاسفانه در طول تاریخ ایران و ایرانیان، یکی از دلایل مهم برای جلوگیری از رشد و توسعه جامعه دوستان و روشنفکرانی است که نه فکر دارند و نه روشن می اندیشند. افرادی مه در خارج از گود هستند و فریاد لنگ کن سر می دهند. پس فتنه را نیز شما راه انداختید؟ و نشستید تا ببینید چه می شود؟ یا زیرکید و یا نادان، نه روزنامه نگارید و نه سیاسی، تا دیروز سنگ خاتمی را به سینه می زدید و امروز سنگ چه کسی را به سینه می زنید؟ تند قلم می زنید به آرزوی پست و مقام ؟ فتنه به پا می کنید به نام آزادی؟
قلم خود را آلوده کردید، با شعر و نام حافظ چه کار دارید ؟ "واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند/ چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند" واعظ و محراب که شما اید و وبلاگ محترمان، خلوت و کار دیگر را هم که خود می دانید.
شما که قدرت و جسارت را در ... می دانید و تفکر و روشن فکری را در حجم مغز (یه نوشته آقای درخشان مراجعه کنید) پس چه فاصله و تفاوتی میان انسان و حیوان می بینید ؟؟؟ چه حیواناتی که مغزی سنگین تر از انسان دارند و چه ... بزرگ تر از خر، آیا این تمام درک شما از تفکر و جسارت است؟؟
امروز خاتمی را کردید بی نوا، کسی که نه به فکر قدرت است و نه پول ؟ آیا حرف دیروز شما هم این بوده ؟ یا این هم آن روی سکه شماست؟
من نمی دانم تاریخ بازنشستگی وبلاگ نویسی چند سال است؟ چون تا امروز وبلاگ نویسی بازنشسته نشده، اما شما بهتر است خود را بازخرید کنید.
شما که از بی فکری در اندیشه خاتمی صحبت می کنید، خودتان با کدام اندیشه دست به قلم شدید؟ شما که از دورویی در رفتار خاتمی دم می زنید، خودتان را چند رو می دانید ؟
جناب درخشان عزیز، روزگاری از بزرگی شما شنیده بودیم و امروز می بینیم که وبلاگ شما یکی از بهترین و پربیننده ترین وبلاگ هاست، آیا فکر نمی کنید که دیگر در این بزرگی گم شده اید؟ آیا فکر نمی کنید بهتر است بازنسته شوید و قلم و وبلاگ را برای همیشه کنار گذاشته و نظاره گر فعالیت دیگران باشید. تا شاید کمتر شاهد این گونه نوشته از شما باشیم؟
ایشان فرموده اند که "در صورت فارسی کردن تمام محتوای اینترنت و صرف این هزینه هنگفت، به دلیل سرعت بالای به روز شدن مطالب، عملا این هزینه نیز بدون فایده است؛ " یعنی به نظر شما اگر اینترنت به روز نمی شد. کار مفید و عقلانی بود که تمام این چند میلیارد صفحه را فارسی کنیم ؟؟؟ این خود یک سوال است.
ایشان فرموده اند که : "بهتر است دانشگاه ها را مکلف به ارائه مطالب خود به صورت دیجیتالی کنیم تا مردم رغبت بیشتری به استفاده از اینترنت داشته باشند و در نتیجه تعداد کاربران اینترنت افزایش می یابد. " البته که پیشنهاد خوبی است، ولی باید یادآوری کنم که در ایران این دانشگاه ها و مراکز علمی نبودند که اینترنت را به صورت عام ترویج دادند. در گشترس اینترنت در ایران بیشتر شرکت های سرویس دهنده و توضیع کننده اینترنت مفید بوده اند تا دانشگاه ها و مراکز دانشگاهی
ایشان در نهایت روش پیشنهادی خود را غیر عملی می دانند چون : "چرا که بسیاری از مردم، همچنان کامپیوتر نداشته و سرعت نه چندان بالای خطوط اینترنت هم جاذبه ای برای استفاده کنندگان ایجاد نمی کند" برای این مورد نظری ندارم
و در نهایت پیشنهاد می کنند که : "در این روش، فضای فرهنگی باید آنچنان در جامعه ایجاد شود تا تمام مردم عادت کنند مطالب انگلیسی که در محیط اینترنت می خوانند را به صورت داوطلبانه و بدون دریافت وجهی از دولت، به فارسی ترجمه کرده و برای استفاده همگان در محل های مخصوصی قراردهند. "
جناب آقای ... که عضو هیات علمی دانشگاه ... هستید ، شما تا امروز ویکی پدیا را ندیده اید ؟ اصلا با اصطلاح ویکی آشنایی دارید ؟ چیزی از وب یا وب ۲ شنیده اید ؟ دوست من شما که تا این اندازه از اینترنت و فضای مجازی فاصله دارید ، بهتر است اجازه بفرمایید تا جوان تر ها خودشان کار خود شان را انجام دهند. و به دنبال طرح "ویکی پدیای ملی" نباشید.
در انتها هم ایشان فرمودند که چون "مردم حداقل به اندازه یک کلمه می توانند از حروف انگلیسی استفاده کنند " نیازی به استفاده از دامین فارسی در اینترنت نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما در چیزی شک نکردید ؟؟
این عنوان خبری است که حتما شما هم در وبنا یا در وبلاگ روبو مدیر سایت دودردو خوانده اید. ولی چرا دودردو این طوری شد؟ آیا احتمال دارد سایت های دیگری نیز به این صورت دچار مشکل شوند؟ و آیا راه حل چیست؟
البته من فکر نمی کنم این رویداد به ضعف مدیریت سایت مربوط باشد. عموما ۲ مشکل وجود دارد. ضعف و مشکلات اقتصادی برای شرکت ها و بنگاه های تجاری به همراه عدم توسعه یافتگی وب در ایران
در هر ۲ صورت مشکل از ما نیست. فکر کنید، چند شرکت بزرگ تجاری بیایند دودردو را حمایت کنند. و با این حمایت دودردو بتواند بیشتر توسعه داشته باشد و حتی جدای مدیر سایت بسته به حجم کاری ۱ یا ۲ نفر را نیز به خدمت بگیرید. که البته عددی کوچکی است. برای نمونه سایت دیگ.کام بیش از ۱۵ پرسنل دارد. یعنی ۱۵ نفر مستقیم از طریق این سایت زندگی می کنند.
ما چگونه با این مشکل مبارزه کنیم.؟ من هیچ راه کوتاه مدتی برای این امر پیدا نمی کنم. البته شخصا فکر می کنم مدیران سایت باید بیشتر باهم نزدیک باشند و سعی کند. شرکت های تبلیغاتی را بیشتر با این صنعت آشنا کنند. در قدم و نگاه اول تنها راه نجات و توسعه یافتی در دنیای وب، وارد کردن صنعت تبلیغات بصورت جدی در این حرفه است.
برای نمونه سایت i30t.com یکی از این گروه سایت هاست که بصورت حرفه ای وارد عمل شده و دارد فعالیت می کند.
البته ما مشکل دیگری هم داریم به نام فیلترینگ، که هم باعت می شود وقتی که سایتی فیلتر با کم شدن ورودی کاربران هم تبلیغات خود را از دست به دهد و کاربران خود را. در مورد سایت دودردو هم دقیقا این مشکل بوجود آمد.

برای نمونه سایت OLC به مقداد x ریال برای تبلیغات به دودردو پرداخت می کرد. شما فکر کنید زمانی که هزینه هر کلیک به بیش از 200 تومان برسد. یعنی (مبلغ پرداختی / تعداد ورودی ها = قیمت تمام شده هر کلیک) امکان ادامه دادن تبلیغات وجود ندارد. متاسفانه سایت دودردو نیز درگیر چنین مشکلی است. با فیلتر شدن سایت دودردو و کم شدن تعداد کاربران سایت ، شرکت های تبلیغاتی و تجاری تمایلی برای ادامه فعالیت در این سایت ندارد و این یعنی زندگی در کما، سایتی که به دلیل فیلتر شدن تمام کاربران خود را از دست بدهد مانند این است که سکته کرده باشد و به کما رفته باشد.
دودردو امروز در کما بسر می برد. و من شخصا آرزو می کنم که دودردو doxdo.com هر چه سریع تر از این حالت خارج شود. مسئولین فیلترینگ بهتر است درک کنند که وقتی تمام منابع مشکل دارد (به قول خودشان) را مسدود کرده اند. دیگر نیازی به فیلتر کردن دودردو نیست. با باز کردن فیلترینگ دودردو هم سایت دودردو از این حالب خارج می شود و هم بنگاه های اقتصادی از یک منبع خود برای تبلیغ می توانند استفاده کنند.
نمی دانم در زمان مسابقه بود یا بعد از پایان مسابقه، فقط می دانم از آن شب جام جهانی نبود. شاید من هم مرده بودم. شاید نصف شده بودم.
اگر آن شب مسابقه نبود و تمام مردم در خواب فرورفته بودند، تلفات بیشتر از اینها بود. خلاصه هنوز تکان های طولانی مدت و ترس را از آن شب به یاد دارم، بعد از ۱۷ سال، مثل اینکه سال پیش بود. تمام شهر تاریک بود. تمام مردم در تاریکی در خیابان. تا صبح بیش از ۲۰ بار زلزله شد. شاید هر ۳۰ دقیقه یک تکان می خوردیم. تجربه خوبی نبود.
هفته پیش که تهران لرزید. فکر کردم اگر قرار باشد فرار کنیم. آیا این بار نیز کله من باید به در و دیوار برخورد کند؟ و تا صبح در کوچه باشیم؟