تبليغاتX
وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

وبلاگ رسمی سایت آموزش زبان انگلیسی OLC

نسخه خودمانی اخبار سایت او ال سی

فناوری اطلاعات و به چاک زدن

( دیلی یا روزانه )

چند وقت پیش، از برخی از دوستان در مورد نوشته های وبلاگ نظر سنجی کردم و در حدود ۷۰ درصد (آمار، درصد و در کل نظر سنجی از نوع ایرانی) گفتند که اون دسته از نوشته ها که مربوط به chat با دیگران میشه، خیلی جالب و معمولا خواندنی هستند. برای همین امروز متن گفتگوی خودم را با یکی از مشتری ها منتشر می کنم.

هدف اصلی اینکه که ثابت کنم فرهنگ فناوری اطلاعات بطور کلی در عامه مردم وجود نداره، مثل فرهنگ رانندگی، فرهنگ آزادی یا هموم دموکراسی خودمون. البته نه اینکه بگین حالا فکر میکنه خودش خیلی فرهنگ داره ها، در کل گفتم.

در این گفتگو، برخی از جملات خلاصه و یا یکی شدند. نام طرف مقابل حذف شده و قصد از انتشار این مطلب توهین به شخص مورد نظر نیست، هدف نقد برخی از دیدگاه ها همراه با کمی خنده است.
البته بازهم خنده به مشتری های محترم سایت نه، بلکه خنده به خودمون اول و دوم به دیگر مسئولان که اگه سرعت فرهنگ سازیشون به اندازه سرعت آمارگیرشون بود، وضعیت ما خیلی بهتر بود.

sh...ab: midonam saret shologhe...amma chandta soal dashtam!?
Shayan: befrmain
Shayan: man dar khedmatam
sh...ab: first, mishe ye khorde raje be in markazi ke tosh kar mikoni behem ettelaat bedi???. ye link khoob kafieh
Shayan: www.olc.ir/about
sh...ab: khoob. didam, inja chikar mikoni?
Shayan: OLC karesh amozeshe zaban hastesh
sh...ab: midonam, khodetoo migam
Shayan: masole poshtibani hastam
sh...ab: inja vabaste be kojas?
Shayan: OLC , ba jaye vabaste nistesh
sh...ab: dorehash cheghad motabaree
Shayan: manzoreton ?
sh...ab: yanii!!!.  yani inke madareki ke mide, asatidesh voo inaa
sh...ab: albate mikham bedoone taassob begi
Shayan: tasoab nadaram harchi ahstesh to site zadim www.olc.ir
sh...ab: faregh az inke khoodet toy in markaz hasti
sh...ab: midoni. akheh ye khorde bavaresh sakhte ke toye in mamlekat kasi betoneh ya bezaran az inkaraa bokoneh
Shayan: dige
Shayan: vala nemidonam
Shayan: ma poshtemon ghorseh
Shayan: hatman be ye jahaye makhofi vaslim ke gozashtin az in kara bokonim.
sh...ab: :D
sh...ab: khosh behalet
sh...ab: yani momkene vasate kar bepichoonin?
Shayan: yani chi ?
sh...ab: yani bezanin be chak digeh

1. وقتی با پشتیبانی تماس میگیریم باید بدونیم که مسئولیت آن واحد پاسخ به سوالات ماست، پس بهتر بجای سلام و احوال پرسی بریم سوال را بپرسیم.

2. اگه که میدونیم سر طرف شلوغه، پس بهتره بریم یک زمان دیگه برگردیم. اگه هم منظور ما اینکه که تعارف کرده باشیم، بهتر بگیم، "می تونم وقت شما را بگیرم؟"

3. والا به خدا من نمی دونم چرا همه در ایران فکر می کنند که سایت باید به یه جایی وابسته باشه؟ همه به دنبال این هستند که بدونن شما به کجا وابسته این، فکر کنید من زنگ بزنم گوگل بگم من دوست دارم از سرویس گوگل ریدر استفاده کنم ولی می خواستم بدونم شما به جایی وابسته هستید؟

4. اصلی ترین مورد که من خیلی جدی به همه توضیح میدم در مورد کلاهبردار بودن سایت هاست. اینکه طرف سایت داره دلیل نمیشه که دنبال کلاهبرداری باشه. در دید کلی مردم این طوری شده که مثلا اگه من مغازه دارم یا دفتر دارم اصلا کلاهبرداری بلد نیستم. نه بابا به خدا با این گرونی مسکن، این دوره زمونه اگه دیدین کسی، مغازه و ساختمان خرید بدونید داره کلاهبرداری می کنه نه کسی که سایت راه اندازی کرده.

5. در آخر هم باید بگم به هر چیزی فکر کنید، معمولا همون بلا سر شما هم میاد، وقتی به من میگه می خوام بدونم شما می زنین به چاک!!! من چی بگم؟ بگم آره یا بگم نه؟ بعدشم بیام بزنم به چاک برای 8000 تومان شارژ 1 ماهه سرویس آنلاین؟

تمام تلاش و فکر مدیران سایت های اینترنتی در ایران، اینه که واقعا با بدبختی بهترین سرویس را در اختیار کاربران قرار بدهند، به امید این که ماه های آینده هم از سرویس های سایت استفاده کنند. بعد یکی میاد میگه با 8000 تومان که به من میده بزنم به چاک، دوست من با 1000 تا 8000 تومان، حتی نمی شه تا برره رفت.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 12:9  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


سیزده بدر آموزش الکترونیکی

( آموزش الکترونیکی )
کم کم به پایان سال نزدیک می شویم و فکر کردم بد نباشد که در خصوص آموزش الکترونیکی هم مطلبی بنویسم، به خدا اصلا درست نیست که دکتر جلالی + کم کم پدر آموزش الکترونیکی بشود و سر من بی کلاه بماند.

در زمینه آموزش الکترونیکی در سال جاری، یک همایش به عنوان "اولین همایش بین المللی یادگیری الکترونیکی  ELC" + در تاریخ ۱۳ آذر در کتابخانه ملی برگزار شد، و یک کنفرانس هم به نام "نخستین کنفرانس آموزش مجازی VLC" + در تاریخ ۱۳ اسفند در محل هتل المپیک برگزار خواهد شد. البته نباید فراموش کنیم که "سومین کنفرانس آموزش الکترونیکی" + در تاریخ ۳ دیماه در دانشگاه خواجه نصیر برگزار شده است. و البته باز نباید فراموش کرد برگزاری همایش تخصصی "اولین همایش بررسی نقش آموزش الکترونیک در صنعت توریسم CHTL" + را که در تاریخ ۱۳ و ۱۴ آذر در سازمان میراث فرهنگی برگزار شد و همچنین "دومین همایش تخصصی کاربرد یادگیری الکترونیکی در علوم پزشکی" + که 9 و 10 بهمن برگزار شد.

خلاصه، اطمینان دارم که اگر به جستجو ادامه دهم، باز هم همایش و کنفرانس هایی را پیدا می کنم که بصورت عمومی یا تخصصی در موضوع آموزش یا یادگیری و با گرایش کاربردی و یا علمی برگزار شده اند.

خدا وکیلی برای چه ؟ این همه همایش، این همه جوجه کباب، این همه سخن رانی، فقط برای اینکه بررسی کنیم؟ و به دنبال کاربرد باشیم؟ من اطمینان دارم، روزی که ما به نتیجه برسیم و آموزش الکترونیکی بومی شده خود را بصورت دست و پا شکسته و با هزار کم و کاست برگزار کنیم، دیگر در دنیا نوع و شکل آموزش تغییر کرده است و مجددا همه به سوی آموزش حضوری روی آورده اند.

امروزه کم نیستند دانشمندانی که همچون فیلم های تخیلی به دنبال پیدا کردن راه انتقال ماده هستند. و دیر یا زود به این دانش هم دست پیدا خواهند کرد. در آن روز است که بشر دیگر به آموزش الکترونیکی نیاز ندارد، خیلی ساده برای شرکت در یک کلاس آموزشی ساعت ۱۰ صبح به کانادا انتقال پیدا می کنید و ساعت ۱۲ همان روز برای کلاس دیگری به فرانسه منتقل می شوید. حتی اگر نگاه تخیلانه تری داشته باشیم، مثل فیلم ماتریکس، درس ها را بجای مطالعه کردن، لود (بارگزاری) می کنیم. 

و اما در ایران، کماکان همایش ها و کنفرانس هایی برای بررسی، کاربرد، نگرش، تحقیق، توسعه و هزار عنوان خوشگل دیگر، روز به روز و یکی پس از دیگری برگزار می شوند و ما هنوز به دنبال ...

عنوان سیزده بدر آموزش الکترونیکی هم برای این بود که امید وارم ۱۳ ELC و 13 VLC بلای جان آموزش الکترونیکی نشود. من کلا آدم خرافاتی هستم و فکر می کنم این 13 ها بی دلیل نیستند.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 16:24  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


آیا کاندیداها به واقعیتی به نام دنیای مجازی اعتقاد دارند؟

( دیلی یا روزانه )
یکی از مهم ترین نکات برای کاندید ها وجود برنامه و هدف است. مثلا وقتی شما برای دریافت یک مقام نامزد می شوید، ابتدا برنامه و هدف خود را اعلام می کنید تا مردم با مطالعه برنامه و هدف شما و مقایسه آن با برنامه و هدف دیگر کاندید ها، یکی را انتخاب کنند.

البته در ایران معمولا برنامه و هدف اعلام نمی شود. فقط شعار های تبلیغاتی است که از هر سو شنیده می شود. نه تنها در ایران بلکه در هیچ کشوری من ندیدم که شعار ها به نتیجه برسند، چون شعار هستند و نه برنامه و هدف. در کل بد نیست که گروه ها و تشکل های سیاسی، بجای اینکه از مردم درخواست داشته باشند که به شخص خاصی رای بدهند، برنامه خود را به رای قرار دهند. البته با چنین روزی فکر می کنم چندین سال نوری فاصله داریم.

زیاد وارد سیاست نشیم و برگردیم به فناوری اطلاعات خودمان. وجود فناوری اطلاعات و استفاده از اینترنت در تمام زمینه ها، یکی از مهم ترین و اساسی ترین نکات برای کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران است.  برای مثال اجرای کامل بانکداری الکترونیکی، سیستم های اتوماسیون سازمان های دولتی، آموزش الکترونیکی و کل، تمام سرویس هایی که برپایه فناوی اطلاعات ارائه می شوند، اول از همه در کاهش رفت و آمد و سپس به دیگر زمینه ها کمک خواهند کرد.

سوال اصلی اینجاست که کاندیداها چه هدف و برنامه ای برای این بخش بسیار مهم دارند؟ بخشی که می توان گفت، تمام فعالیت ها را در تمام وزارتخانه ها تحت پوشش خود قرار می دهد. بخشی که امروز چندیدن متولی دارد. خلاصه هر دولتی که فعالیت خود را آغاز کرده با توجه به نیاز خود، یک شورای جدید تاسیس کرده، که اگر کار موازی نکنند جای تعجب دارد.

طرح یکی کردن شورا ها که به نظر من کار کاملا درستی بود، متاسفانه اجرایی نشد. آیا اقای احمدی نژاد می توانند در برنامه آینده خود این طرح را مجدد مطرح کنند و به دنبال ایجاد یک نهاد تصمیم گیر باشند، که تمام فعالیت های مرتبط با فناوری اطلاعات را مدیریت ، کنترل و نظارت کند؟

و یا در مقابل هدف و برنامه آقای خاتمی در این خصوص چیست؟ نظر ایشان در خصوص برداشتن محدودیت اینترنت کاربران چیست؟ آیا اصلا امکان و توان برداشتن این محدودیت را دارند؟ و در چه مدت زمانی این کار را انجام خواهند داد؟

این پرسش ها شاید برای خیلی ها ساده و کم اهمیت باشد، اما برای خیلی ها کم اهمیت نیست. از دیگر مواردی که کاندیداها می توانند به آن پاسخ بدهند و برنامه خود را اعلام کنند، داستان همیشگی فیلترینگ است. برنامه کاندیداها در این خصوص چیست؟ آیا در صورت پیروزی آقای خاتمی فیلتر تمام سایت ها برداشته خواهد شد؟ و آیا در صورت پیروزی آقای احمدی نژاد، همچون هفته های گذشته که برخی از سایت های خارجی از لیست فیلترینگ خارج شدند، شاهد خارج شدن نام سایت هایی که به اشتباه فیلتر شده اند خواهیم بود؟

یکی دیگر از پرسش ها، آینده طرح ساماندهی وب سایت ها است. پاسخ به این سوال نیز کم اهمیت نیست، البته نه پاسخ های بله و خیر، بلکه پاسخ هایی کامل که بتواند مشخص نشان دهنده برنامه ها و کارهایی باشد که می بایست انجام شود.

از نگاه من تاسیس معاونت رسانه های دیجیتال کار درستی بود که در دولت آقای احمدی نژاد انجام شده. اما آیا آقای خاتمی نیز ادامه دهنده این راه است؟ و مهم تر اینکه، چه برنامه هایی برای حمایت بیشتر از این بخش دارد؟

اگر بصورت دقیق نگاه کنیم می بینیم که برای پزشکی الکترونیکی، توریسم الکترونیکی، تجارت الکترونیکی و همه و همه، سوال های زیادی وجود دارد که کاندیداها می توانند به آن ها پاسخ دهند و هدف و برنامه خود را برای رسیدن به آن اعلام کنند.

مثلا آیا اگر آقای خاتمی رئیس جمهور شدند، شرایط تاسیس دانشگاه الکترونیکی در ایران تغییر خواهد کرد یا خیر، یا همین خواهد بود که امروز است؟ اگر پاسخ آقای خاتمی به این سوال این باشد که همین خواهد بود و نیازی به تغییر آن نیست، آیا اصلا باید به دنبال تغییر دولت باشیم؟ اگر آقای خاتمی بگویند که در خصوص سرعت اینترنت نمی توانند یا نمی دانند که می شود این محدودیت را برداشت، آیا واقعا دلیل دارد که در انتخابات به ایشان رای بدهیم؟

البته تمام دنیا اینترنت نیست، برای تمام مردم اینترنت نیست، ولی برای منی که تمام دنیا را اینترنت می بینم و فکر می کنم که تمام مشکلات نیز با استفاده از اینترنت رفع می شود، این نکات بسیار اهمیت دارند. امید وارم که آقای خاتمی و ستاد انتخاباتی وی به این سوالات پاسخ بدهد.

در پایان هم اعلام می کنم که تمام سعی خود را خواهم کرد تا با تمام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مصاحبه اختصاصی داشته باشم. این جاست که متوجه می شویم که آیا اصلا کاندیداها به واقعیتی به نام دنیای مجازی اعتقاد دارند یا خیر؟

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:20  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


بابا جونم دیگه پیشم نیست

( دیلی یا روزانه )
بابا بزرگم رو از هم روزی که به دنیا آمدم به اسم بابا جون صدا می کردم، بابا بزرگ ها اصلا بد ندارند همه خوبن و دوست داشتنی، البته بابا جون من خیلی سال پیش از تهران میره و شهرستان زندگی می کنه، برای همین خیلی کم می دیدمش، ولی بازم اصلا دلیل نمیشه که آدم دل بستگی نداشته باشه، هر چی این احسال درونی تر باشه و کمتر آدم نمایش بده، خیلی سخت تر است. خیلی سخت، مثل بمبی که توی دل آدم منفجر میشه

 ابولفضل (منصور) میرزا تاراج - ۱۳۷۰ - ماسوله

بابا جون و داداشتم - سال ۱۳۶۷ - تهران - حیاط خونه قبلیمون - امیرآباد شمالی

همه ۲ تا بابابزرگ دارن من به بابای بابام همون بابا بزرگ می گفتم. حسن شلیله اسمش بود، خیلی دوست داشتنی بود. فقط یک بار دیدم که داد زد در طول تمام عمرم. این عکس هم فکر کنم برای سال ۱۳۶۸ باشه، هر ۲ تا بابابزرگ هام در سن بالای ۷۰ سالگی فوت کردند و هر ۲ نفر به دلیل ستکته قلبی خیلی شدید. البته خدا را شکر در کل خانوادی ما توی سن بالا مریضی نداشتیم. بدون درد و بدون ناراحتی و مریضی. البته بابا جونم ماشالا خیلی لوس بود. سالم سالم برای اینکه خودش را برای بچه هاش و نوه هاش لوس کنه خودش رو میزد به مریضی ولی سالم سالم بود.

خدایا خیلی حالم گرفته، من دوست دارم تنها باشم تا گریم بگیره، آلانم منتظرم که همه بخوابن و بعد برای خودم ناراحت بشم.

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 23:9  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


تعداد کاربران اینترنت در ایران راست یا دروغ

( دیلی یا روزانه )
چند روز پیش یک مطلب خواندم با عنوان ایران رتبه اول کاربران اینترنتی خاورمیانه. خبرگزاری وزین مهر که گویا با مشاهده این آمار، بسیار خوشحال شده بود. در یک اقدام جالب این خبر را بدین شکل شروع می کند. "بر اساس آمار سایت رسمی Internet World State کشور ایران ..."

داداش من، خبرنگار محترم، اصلا ماهیت سایت نمی تواند رسمی یا غیر رسمی باشد. اگر سایت به جایی وابسته باشد، می شود سایت رسمی آن نهاد، اگر هم نباشد که خودش فقط برای خودش و به اندازی خودش رسمیت دارد.

شما اگر یک نگاه به طراحی سایت می کردید و گوشه و کنار آن را که با آگهی های گوگل پر شده نگاه می کردید. و یک جستجوی کوچک نیز در اینترنت می کردید اول متوجه می شدید که Internet World State نیست، Internet World Stats است. این همه خبر منتشر می کنید دیگر باید بدانید که State با Stats تفاوت دارد.

طراحی سایت به حدی گویا این نکته است که این سایت نمی تواند پایه علمی و آماری باشد که دیگر نیازی به تحقیقات گسترده نبود. اما برای اطمینان بیشتر اطلاعات کاملی از مالکین دامنه و ... را نیز پیدا کردم که باز هم من دلیلی برای اطمینان به این اطلاعات و آمار پیدا نکردم.

اما یک لینک پیدا کردم مربوط به سایت www.itu.int که دقیقا متوجه نشدم به کجا وابسته است. در سایت نوشته شده به سازمان ملل ولی دروغ چرا، نمی دونم راست است یا دروغ. البته مهم نیست که منبع این آمار یک نهاد وابسته سازمان ملل باشد یا همان سایت الکی خودمان.

مهم اینجاست که امکان ندارد ایران ۲۳ میلیون نفر کاربر اینترنت داشته باشد. یعنی ۳۴.۹ درصد از کل این کشور از اینترنت استفاده می کنند؟ جلل خالق، یعنی در ۸ سال، تعداد کاربران ایران از ۲۵۰ هزار نفر به این رقم رسیده است؟ در شرایطی که نه دولت الکترونیکی داریم، نه بانکداری الکترونیکی داریم، نه پلیس الکترونیکی داریم؟ نه توریسم نه آموزش و نه هیچ چیز الکترونیکی درست و حسابی!!!

پس این ۲۳ میلیون نفر در اینترنت چه می کنند؟ من فکر می کنم در این آمار اگر یک نفر از یک خانواده یک بار وارد اینترنت شده، کل آن خانواده را کاربر اینترنت در نظر گرفته اند. وقتی سایت کلوب ۶۵۰ هزار نفر عضو دارد و هر فردی را که من دیدم که به اینترنت دسترسی دارد در کلوب هم عضو است. پس کجایند آن ۲۲ میلیون و خورده ای دیگر از کاربران اینترنت در ایران؟

شوخی نیست، ۲۳ میلیون کاربر اینترنت، اگر ما این مقدار کاربر اینترنت داشتیم، وضعیت صنعت IT ما این نبود. البته از نگاه من کاربر تعریف دیگری دارد. هر کسی که در اینترنت به دنبال گرفتن فال (e-cultur) و خرید سی دی یانگون (e-commerce) و آموزش از طریق سی دی نصرت (e-Learning) بود که نمی شود کاربر اینترنت.

اگر تعداد تمام اعضاء شبکه های اجتماعی ایرانی را بدون در نظر گرفتن تکراری ها و همچنین تعداد تمام وبلاگ های موجود در تمام سرویس دهندگان وبلاگ را نیز جمع کنیم، من فکر نمی کنم به عدد 23 میلیون نفر برسیم. امید وارم مسئولین با شنیدن این گونه آمار ها خیلی خوشحال نشوند و دست از کار نکشند.

نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 16:59  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


نقدی بر هزینه‌های برپایی شرکت نوپا نوشته ناصر غانم زاده

( دیلی یا روزانه )
دیروز با وبلاگ ناصر غانم زاده آشنا شدم، ایشان مهندس کامپیوتر هستند و در جهاد دانشگاهی اصفهان کارآفرینی تدریس می کنند. یک مطلب با عنوان هزینه برپایی شرکت نوپا نوشته اند که به نظر من از دیدگاه اجرایی و عملی در بازار کار ایران اصلا قابل اجرا و پیاده سازی نیست. با اجازه از این استاد محترم دیدگاه های خودم را در این زمینه می نویسم.

در این مطلب بررسی و پیشنهاد شده است که چه ابزاری را باید با چه قیمتی تهیه کنیم تا بتوانیم یک شرکت تاسیس کنیم، موضوع نگارش مطلب بسیار مفید است، چون یک دید کلی به فردی که اطلاعات قبلی از این موضوع ندارد را در اختیار وی قرار می دهد و کمک می کند که بدون اطلاعات وارد بازی نشود.

اما در بخش اول این نوشته (دفتر) دعوت شده که در شروع کار از فعالیت مجازی پرهیز شود. به نظر من این اصلا درست نیست. که برای فعالیت تجاری از روز اول هزینه سنگین برای مکان پرداخت کنیم. در قانون هم برای شرکت ها دیده شده که تا ۳ سال اول می توانند دفتر مالی ارائه نکنند و در منزل خود فعالیت کنند. پس بهتر است از این فرصت مناسب که مشکلات بیمه، شهرداری و مالیات را از ما دور می کند نهایت استفاده را ببریم.

در مورد دوم مربوط به ثبت شرکت، اگر در حدود چند روز وقت صرف کنیم و مراحل ثبت شرکت را خودمان انجام دهیم شاید ثبت شرکت بیشتر از ۱۰۰ هزار تومان نمی شود. که در مقال ۶ برابر این دیده شده است.

در بخش مربوط به تجهیزات کامپیوتری هم، خرید یک کامپیوتر در حدود ۹۰۰ تا ۱ میلیون تومان، اصلا به نظر من درست نیست. برای کامپیوتر های بخش اداری ارزان ترین کامپیوتر را می تواند با قیمت ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان خرید کرد. و البته پیشنهاد می کنم از روز اول یک کامپیوتر خوب به قیمت ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان هم تهیه کنید و به عنوان سرور اصلی استفاده کنید.
در خصوص شبکه هم به دلیل قیمت بالای شبکه های بی سیم پیشنهاد می کنم برای شروع از یک شبکه کابلی با دردسر های مربوط به کابل کشی استفاده کنید بهتر است.
توجه داشته باشید که یک کامپیوتر در صورتی که درست مدیریت شود می تواند بیش از ۶ سال هم برای شما کار کند. من شخصا در دفتر کلکسیونی از کامپیوتر های قدیمی دارم که برای بخش های گوناگون هنوز کار می کنند.

هزینه های مربوط به اینترنت، هاست و دامنه ، درست دیده شده اند. ولی فراموش نکنید که طراحی سایت را خودتان باید انجام دهید.

سیستم مبلمان اداری را ساده بگیرید، من موفق شدم میز و صندلی سفارشی تهیه کنم با قیمت کمتر از ۱۰۰ هزار تومان. هزینه های که برای خرید لوازم اداری و آبدارخانه هم نیاز دارید، در اجرا بیشتر از مبلغ نوشته شده در مطلب مورد نظر است. خرید ابزار ضروری و مورد نیاز برای شرکت کم کم، ۲ برابر پیش بینی نویسنده این مقاله است.

تمام موارد بالا اختلاف های ساده ای بودند. و احتمالا تا اینجا به گیر دادن بی خود و نق نق الکی متهم شدم اما بخش های هزینه های شرکت ، سرمایه در گردش، بازاریابی و تبلیغات و هزینه پرسنل اصل اختلاف است.

یک شرکت، کم کم به ۳ نفر نیاز دارد، منشی، خدمات، و کارمند اداری یا برنامه نویس، درصورتی که شما کار یکی از ۲ مورد آخر را شخصا انجام دهید که من پیشنهاد نمی کنم. بهتر است، کارمند اداری را با منشی یکی می کنم که برآورد مالی بیشتر از ۳ نفر نشود. در مقاله آمده که هر نفر ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در ماه حقوق باید پرداخت شود. یعنی کم کم ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در ماه حقوق و در ماه آخر سال ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان حقوق و عیدی و پاداش، تازه با کلی ناز و کرشمه، شاید اخلاقی نباشد ولی برای شروع آدم های بدون تجربه کاری را استخدام کنید و حقوق کمتر از قانون کار توافق کنید. و زیاد قانون کار را داخل محیط کار اجرایی نکنید چون در آینده اول کمر شما را می شکند. از کمک دوستان، آشنایان، خانواده برای شروع استفاده کنید بهتر است. اگر هم که شریک دارید با هم کار کنید و ۲ نفری رئیس نشوید که برای فرمان دادن به پرسنل بیشتر نیاز داشته باشید.

با تمام این هزینه ها که کردیم دیگر پولی نداریم که سرمایه گردشی معادل ۱۰ میلیون تومان در حساب شرکت بصورت کنار و ذخیره داشته باشیم. موضوع سرمایه در گردش، در ایران برای شرکت ها کوچک و تازه تاسیس اصلا اجرایی نیست و بیشتر نوشته های داخل کتاب هایی است که هیچ وقت اجرایی نمی شوند. مگر اینکه برای تاسیس شرکت پشتوانه مالی خانوادگی داشته باشید که در صورت پشتوانه مالی قوی اصلا نیاز به خواندن این مقاله و با احتیاط عمل کردم تا این حد ندارید.

در این نوشته، هزینه های شرکت بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار تومان پیش بینی شده که انگار دوست ما اصلا در ایران زندگی نمی کند. شما در شرکت را باز کنید، هزینه های آب، برق، شارژ خدمات، اینترنت، پذیرایی و هزینه های اداری کمتر از ماهی ۵۰۰ هزار تومان نمی شود. شک نکیند و اطمینان داشته باشید که امکان کم کردن این بخش از هزینه ها اصلا برای شما وجود ندارد.

اما متاسفانه آخرین بخش که بیشترین اشکال را دارد بخش بازاریابی و تبلیغات است، پیشنهاد یک میلیون تومانی برای یک سال اصلا درست و کارشناسی شده نیست. با یک میلیون تومان در سال شما حتی نمی توانید یک کاتالوگ چاپ کنید؟ شرکت را به این قشتگی ساختید و محصول را هم تولید کردید. اگر نتوانید محصول را بفروشید که در کمتر از ۲ سال تمام سرمایه اولیه خود را هم از دست خواهید داد و اگر شانس هم نداشته باشید به دلیل بدهی های مالی روانه زندان می شوید.

اگر به دنبال تبلیغات معمولی و البته با کیفیت باشید کم کم برای شما هزینه معادل ۵۰۰ هزار تومان در ماه دارد. البته این هزینه از روزی باید پرداخت شود که محصول و یا خدمات شما وارد بازار شده اند.

در پایان نمی دانم چگونه نتیجه گیری کنم، اگر کسی با خواندن این مقاله و توجه به این نکته که نویسنده آن استاد کارآفرینی دانشگاه است، بر اساس آن برنامه ریزی کند، و با برآورد های کم و بیش اشتباه این مقاله ، شرکت دارشود و نتواند فعالیت خود را ادامه دهد. چه نتیجه ای باید بگیریم؟ اشکال از کیست؟ نویسنده یا خواننده؟ 

تازه برای ما روشن می شود که چرا کشور چین توانست بنگاه های اقتصادی کوچگ را به شکلی فعال کند که امروز بیش از ۸۰ درصد از اقتصاد چین را در دست دارند، اما متاسفانه در ایران هر روز شاهد ورشکستگی بنگاه های اقتصادی کوچک هستیم.

پی نوشت : نوشته های یک تبلیغات چی معروف را هم ببینید
پی نوشت ۲ : نوشته بهساد در این خصوص

نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 10:1  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


دست از سر کچل نازنین بردارید

( دیلی یا روزانه )
وقتی که اینترنت وارد ایران شد، کاربران با مشکلی بزرگی به نام زبان فارسی برخورد کردند. فونت های مختلفی طراحی شد و در بسیاری از سایت ها، کاربران برای خواندن متن فارسی نیاز به دریافت فونت از اینترنت را داشتند.

فونت نازنین، زر و حتی ترافیک از فونت های رایج بودند. اگر این فونت ها را نداشتید اصلا نمی توانستید سایت های فارسی را مطالعه کنید. بعد از مدتی با طراحی unicode این مشکل رفع شد و امروز بدون نیاز به فونت خاصی شما می توانید نوشته های فارسی تمام سایت ها ببینید.

نمونه فونت نازنین

امروز Tahoma یکی از معروف ترین فونت ها و مناسب برای خط فارسی است. ولی بعد از گذشته چنیدن سال از به وجود آمدن unicode، کم نیستند سایت هایی که هنوز شما را مجبور به استفاده از فونت های مختلف می کنند.

برای مثال من دیروز برای دریافت یک فرم به سایت سازمان مقررات و تنظیمات رادیویی رفته بودم و یک فایل PDF را دانلود کردم، دیدم برای باز کردن این PDF نیاز به فونت Nazanin است. با کلی مشکل فونت نازنین را دریافت کردم، ولی متوجه شدم که هنوز مشکل رفع نشده، این بار نیاز به فونت Nazanin Bold  داشتم، و بعد متوجه شدم که باید فونت ZarNormal را نیز دریافت کنم. خلاصه، بعد از مدتی گرفتاری موفق شدم فایل PDF را باز کنم.

به نظر شما، بهتر نیست مدیران سایت ها و مخصوصا مدیران سایت ها دولتی به این موضوع توجه کنند، و با کمی وقت بیشتر، فایل های مناسب با اینترنت را بر روی سایت قرار دهند، و نه همان فایل هایی را که برای نسخه های چاپی استفاده می کنند.

در بسیاری از مواقع فقط تغییر فونت اصلی نوشته و استفاده از یک فونت مثلا Tahoma کافی است که کاربر خیلی راحت به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشد.

نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 18:53  توسط روابط عمومی  | 

به اشتراگ گذاشته شود در سرویس های فارسی


ليست آخرين مطالب نوشته شده در وبلاگ
  • ارتباط با مراکز آموزشی خارج از کشور و مدارک پایان دوره
  • او ال سی خیلی خوب بود ولی
  • مطلب پیشنهادی
  • کلید های میانبر در کالج
  • طراحی یک دوره جدید در سایت
  • تعییرات جدید و تا حدودی گسترده در سایت
  • خانواده ما پنجاه هزار نفری شد
  • کمک به نجات جان چهار نوجوان
  • درباره تاسیس نمایندگی و دفاتر فروش در شهرستان ها
  • خبرنامه آموزشی مهر ماه منتشر شد
  • تولد 8 سالگی سایت اما در سکوت
  • کلاس های گفتگوی آزاد
  • مجله صفحه ی انگلیسی و خبرنامه
  • رفع مشکل کلاس مجازی در فایرفاکس
  • اولین پست مربوط به سایت OLC
  • وبلاگ دنیای مجازی از اینجا رفت به اونجا
  • اسپمر های بی ادب
  • کلونی های اینترنتی
  • دستم به نوشتن نمی رود
  • چرا در هیچ نمایشگاهی شرکت نمی کنیم
  • وقتی آی.تی در رکود نیست
  • اصول من قابل احترام است ولی اصول شما نه
  • زندگی دیجیتالی من
  • اینترنت به کجا می رود
  • اضافه کردن موتور جستجوی خاص به گوگل کروم
  • قانون جرایم رايانه ای و نکاتی درباره آن
  • On and Online مثل Plug AND Play
  • مترجم گوگل و سفر من با dynamic به کوه
  • افشاگری بزرگ در خصوص سایت های وابسته فارسی
  •