خیلی ها آمدند سایت موسیقی راه اندازی کنند و خیلی ها هم راه اندازی کردند اما ادامه راه برای معدود افرادی امکان پذیر بود که ایران سانگ یکی از این افراد بود که این راه را ادامه داد. در وب سرمایه گزاری کرد و به امید موفقیت های تجاری بزرگ ایستاد و هنوز هم ایستاده است.
ایران سانگ هیچ کم و کاستی ندارد که بتوان از مشکلاتش و کمبود های آن نوشت. در تمام موارد بهترین بوده، در سرویس دهی، در پشتیبانی، در موتور جستجو در ساختار سایت در همه چیز اگر بهترین نباشد حرفه ای است.
برای شناخت بیشتر باید بگویم ایران سانگ ۲ تا سرور اختصاصی دارد و به طور متوسط ماهانه هر سرور ۱۵۰۰GB مصرف دارد یعنی ماهیانه 3000GB در سرو های ایران سانگ آهنگ پخش می شود.
ایران سانگ در طول فعالیت خود یک بار گرفتار مشکل فیلترینگ شد و هنوز فیلتر است. اما جالب اینجاست که در طول مدت زمان فیلتر شدن سایت اگر تعداد کاربران زیاد نشده باشد کم هم نشده است. ایران سانگ در میان 100 سایت پربیننده ایران قرار دارد و قصد هم ندارد از این لیست خارج شود.
آشنایی من با ایران سانگ در حدود 4 سال پیش بود. زمانی که به کمک یکی از آشنایان یکی از اولین تبلیغات های سایت OLC را در این سایت برای نمایش قرار دادیم. البته فکر می کنم برای ایران سانگ هم تبلیغات ما یکی از اولین تبلیغ ها بود.
امروز که در خبر ها دیدم، آقای خاتمی هم کمتر از ۲۰ دقیقه در نمایشگاه بوده اند به این فکر فرو رفتم که ایشان یا نفهمیدند که نمایشگاه از کجا به کجاست و به دلیل این که ۳ ساعت هم وقت نداشتند برای پیدا کردن راه و روش نمایشگاه دیدن، در نمایشگاه بچرخند از نمایشگاه بعد از ۲۰ دقیقه خارج شدند و یا اینکه احتمالا در همان چند ردیف اول متوجه شدند که کتاب خوبی در نمایشگاه نیست و تصمیم گرفتند که بروند به پارک و یا سینما.
چند سال بیش فکر می کنم در حدود ۷ ، ۸ شاید ۹ سال پیش نمایشگاه کتاب تهران همراه بود با نمایشگاه مطبوعات و در زمان های خیلی دور نمایشگاهی به نام نمایشگاه اطلاع رسانی هم همزمان با نمایشگاه کتاب برگزار می شد و برای هم گروه با هر سلیقه ای کتاب بود. ولی امسال نمایشگاه اصلا حال و روز و رنگ و بوی نمایشگاه نداشت. کتاب های چاپ سال ۸۷ که به دلیل گرانی کاغذ خیلی گران شده اند. مثلا یک کتاب ۱۲ هزار تومانی چاپ قدیم امسال با قیمت ۳۰ هزار تومان به فروش می رسد. البته اگر شانس داشته باشید می توانید چاپ قدیم همان کتاب را در انقلاب پیدا کنید و قیمت کمتری برای آن پرداخت کنید.
در کل فکر می کنم بسیاری از انتشاراتی ها تا پایان سال با مشکلات مالی شدید مواجه می شوند.
هر زمان که دوست دارم به خود اجازه نشر اکاذیب می دهم و هر زمان که دوست دارم سانسور می کنم. عجب دنیای زیبایی است دنیای دیجیتالی من، چقدر قشنگ است سرزمین دیجیتالی من. این سرزمین به پهنای تمام نوشته ها، عکس ها و صفحات نوشته شده و ساخته شده توسط من است.
تمام ما برای خود زندگی دیجیتال داریم، کشور دیجیتال داریم. بسیاری فقط شهروند دیجیتالی هستیم و در دیگر کشور های دیجیتالی زندگی می کنیم. برخی از ما شرکت های دیجیتالی داریم و برخی نیز کشور های دیجیتالی خود را اداره می کنیم.
شاید در زمان های قدیم ، آن روز ها که اینترنت خیلی کوچک بود، هر فردی با داشتن یک آدرس ایمیل شهروند دیجیتال محصوب می شد. اما امروزه این گونه نیست، شما برای شهروند دیجیتال شدن نیاز دارید که حتما برای خود خانه ای و محل زندگی ای داشته باشید. این خانه می توانند سایت شخصی شما باشد، وبلاگ شما باشد و یا از اطلاعات و پروفایل شما در سایت های اجتماعی دیگر تشکیل شده باشد.
اگر در این دنیای بزرگ دیجیتالی کار و کسی دارید پس یک مرحله بالاتر هستید شما شرکت یا سازمان دیجیتالی دارید. اما بسیاری سرویس های بزرگتری دارند و می توانند خود را شهردار شهر دیجیتالی خود یا رئیس دولت دیجیتالی خود نام دهند. اما پست و مقام فقط به پهناوری سرزمین دیجیتالی شما مربوط نیست. اینجا انتخاب با شماست. شما انتخاب می کنید که شهردار یک شهر ۱۲ میلیون نفره باشید یا رئیس دولت یک کشور ۱۰۰۰ نفره، اینجا برای همه مکانی است. اینجا محدودیت فضا وجود ندارد. اینجا شهر آرزوهاست. اینجا تمام دنیای دیجیتالی من است.
در دنیای مجازی و سرزمین وبلاگ نویس های ایرانی بحث بسیار پیچیده ای در زمینه مسائل اخلاقی و با عنوان نوشتن زنان از هر چیزی که دوست دارند شروع شده است. در باب آزادی بیان بسیار جالب است و خوب، اما بعضی از مطالب همانند نوشته های این خانم سیبیل طلا نه مشکلات جامعه را حل می کند و نه نگاه کارشناسی درستی به این موضوعات است و وارد شدن هر وبلاگ نویس در زمینه مسائل اجتماعی که به مهندسی اجتماعی معروف است و به عنوان یک علم نگاه می شود درست نیست.
بعد هم تابو شکستن در اینترنت واقعا هنر نیست. که به این موضوع افتخار کنیم که ایول امروز من تابوی فلان چیز را شکستم کار بزرگی نکرده ایم. اصلا در نگاه اجتماعی بعضی از این تابوها باید وجود داشته باشد. مثل بارداری قبل از ازدواج در بسیاری از کشور ها برای دختران اهمیت دارد. ولی حالا تبلیغات رسانه ها برای برداشتن این تابو نه تنها نظم اجتماعی را به هم می زند بلکه دلیل روشنفکری و فمینیست بودن هم نیست.
شما می توانید فرزند خود را به هر گونه ای که دوست دارید تربیت کنید. برای دوستان خود تبلیغ نظرات خود را بکنید و این چرخه ادامه دارد و در مدت زمان خاصی این مسائل اجماعی در جامعه یا پذیرفته می شود یا نفی می شود.
حالا شما از رابطه شخصی خود در وبلاگ خود با نام مستعار بنویسید یا ننویسید بیشتر به پورنو شباهت دارد تا بازگو کردن مسائل اجتماعی. در این زمینه نه باید خود سانسوری باشد و نه باید کثیف گویی باشد. شما ۱۰۰ مرتبه از اسم این و آن بخش از بدن خود نام ببرید. برای جامعه امروز ما کاری از پیش نمی برد. اگر به دنبال تغییر برای برابری هستید. مرد ها خیلی از زن ها پررو تر هستند و از این مسائل می توانند بهتر و بیشتر بنویسند پس با ادامه این راه نه تنها برابری حاصل نمی شود بلکه در نهایت شکست سختی هم نصیب جامعه زنان می شود. امروز مشکل جامعه زنان ما نوشتن یا ننوشتن از مسائل خصوصی خود نیست. البته شاید نبود یک دوست خود در زندگی شما و به گفته خودتان در نظرات بالاترین در جواب من که گفتید ازدواج نمی خواهید بکنید. و فکر می کنم در خارج از کشور زندگی می کنید. نوشتن این مطالب اهمیت خاصی داشته باشد. ولی لطفا خود را فمینیست ننامید و خود را به این داستان های برابری ربط ندهید. بسیار مردانی هستند که فمینیست تر از شما هستند. خیلی متاسفم که باید بگویم با گشترش این گونه ایده ها و نگاه ها، بهتر است مردان بیشتر پیگیر مسئله فمینیست باشند و پی از حصوصل اطمینان از برقراری این برابری ادامه راه را به زنان روشنفکر واگذار نمایند.
به راستی برای چه ؟ چرا برای ما ایرانی ها این تکه آب تا این میزان اهمیت دارد؟ برای ما که در مقابل ویرانی ها و خرابی های میراث فرهنگی و معنوی خود در داخل ایران سکوت می کنیم و در مقابل ترک بودن مولانا حرف نمی زنیم و نگاه می کنیم که ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی را عرب خطاب کنند. چرا در خصوص خلیج فارس این همه داستان و شلوغ کاری می کنیم؟
شاید دوست داریم هر وقت که برای تفریح و یا تجارت با هواپیمایی امارات به دوبی پرواز می کنیم از بالای خلیج فارس عبور کنیم؟ و یا شاید دوست داریم هر زمان در برج های بلند مرتبه دوبی به بیرون نگاه می کنیم خلیج فارس را ببینیم؟ یا شاید دوست داریم هر زمان که تنی به آب می زنیم بگوییم که در خلیج فارس آب تنی کردیم؟ به کدام دلیل؟
از قرار به جمع کردن امضاء باشد اگر ما ۱ میلیون امضاء جمع کنیم عرب ها می توانند ۲ میلیون امضاء جمع کنند. اگر قرار به خرج کردن پول باشد اگر ما ۱ میلیارد خرج کنیم عرب ها ۲ میلیارد خرج می کنند. من که شخصا همیشه از عنوان "خلیج فارس" استفاده کردم و هیچ وقت از عنوان "خلیج همیشه فارس" استفاده نکرده اند. به این دلیل که برای تمام دنیا و در تمام زمان ها فارس بوده و تاکید به همیشه فارس اصلا معنی ندارد.
امضاء و این کارها برای خلیج فارس کاری پیش نمی برد. بهتر است که وقت و انرژی خود را بیهوده مصرف نکنیم. عرب ها سالیان سال است که دارند پول خرج می کنند در بروشور ها ، کاتالوگ ها برای معرفی کشور خود و از نام خلیج عربی استفاده می کنند. ما هم می بایست برای خود بروشور، کاتالوگ داشته باشیم و در آن مقابل نام خلیج فارس را معرفی کنیم. باید توریست به ایران بیاوریم و خلیج فارس را به آنها نشان دهیم که وقتی به کشور خود می روند بگوییند خلیج فارس سفر کردیم. باید با نام خلیج فارس فیلم بسازیم، باید کارهای هنری کنیم. تا مردم خود نام خلیج فارس را در تمام دنیا استفاده کنند. باید بیشتر تبلیغات کنیم برای نام خلیج فارس.

در طول تعطیلات نوروز فرصت شد که به بررسی بیشتر این موضوع در میان سایت های مختلف بپردازم. از این رو یکی از مراجع من برای کسب اطلاعات سایت الکسا بود. شروع به جستجو کردم برای نمونه سایت ایسنا، سایت بالاترین و چند سایت دیگر از جمله بلاگفا -که اهمیت زیادی در این بررسی دارد- را نگاه کردم. اکثر سایت ها یک رشد منفی ۵۰٪ تا ۱۲ فروردین داشتند. یعنی از ۶ ماه پیش تا امروز تمام سایت های بیش از ۵۰٪ از بازدید کننده کم شده بودند. البته بیشترین میزان شاید در حدود ۳۰٪ مربوط به ۲ الی ۳ هفته پیش است. یعنی در طول تعطیلات نوروز و هفته آخر اسفند. که به نظر من طبیعی تر است. برای نمونه بلاگفا از حدود ۲۰ اسفند ماه تا امروز ۳۰٪ رشد منفی داشته است.
اما یک نکته نگران کننده در این بررسی رشد منفی ۲۰٪ در میان اکثر سایت های ایرانی در طول ۶ ماه گذشته است. برای سایت های خبری مانند ایسنا با توجه به موضوع انتخابات و ... جای تعجب دارد اما شاید بتوان این مورد را متوجه رشد سایت های لینکی یا سایت های خبری جدید دانست. اما همان طور که گفتم نگاه کردن به آمار بلاگفا در مدت زمان مورد بحث، از این جهت اهمیت دارد که کاربران بلاگفا علاوه بر بازدید کنندگان سایت ، خود تولید کننده محتوا نیز هستند.
البته شاید بسیاری این نظر را داشته باشند که امار الکسا قابل اعتماد نیست و شاید تغییر فرمول محاصبه و ... دلیل این کاهش باشد. اما من می توانم با اطمینان بگویم که خیر این طور نیست، من آما آلکسا در خصوص سایت های وبنا و او ال سی را با نمودارد ۶ ماه گذشته کانتر سایت هم مقایسه کردم و همین کاهش ۲۰٪ بازدید را طی ۶ ماه گذشته مشاهده کردم.
این کاهش بازدید را شاید بتوان به نوعی رشد منفی توسعه وب نامید که همزمان با افزایش نرخ تورم در انتهای سال ۸۶ و گرانی بیش از حد تمامی محصولات و خدمات بررسی کرد. و همین طور دلیل روشنی برای سقوط نام ایران در لیست کشور های ارائه دهنده خدمات دولت الکترونیک. نباید فراموش کرد که استفاده از اینترنت یک نیاز است مانند خوردن، پوشیدن و و و که کاربران همانند دنیای حقیقی باید نیاز های خود را دسته بندی کرده و به ترتیب اولویت استفاده کنند.
این موضوع گرانی و تورم بالاشاید ارتباط مستقیم با وب و اینترنت نداشته باشد -چون هزینه های وب تغییر نکرده- ولی در کاربران اثر منفی دارد. پس باید برای سال جدید که با تاخیر ۱۷ روزه از شنبه هفته دیگر شروع می شود کمی هم نگران بود.
البته برای اطمینان از نظراتم سایت وبگذر را نیز نگاه کردم، هم در خود الکسا و هم در خود سایت وبگذر بخش سایت های پربیننده هم در بسیاری از سایت این کاهش بازدید قابل مشاهده بود.
دیدن لینک مقایسه در الکسا برای چند سایت مهم خالی از لطف نیست

عید نوروز مبارک
سال نو مبارک
اینم لوگوی گوگل برای نوروز در بخش فارسی
اینم لوگوی گوگل برای اولین روز بهار در صفحه انگلیسی

همه چیز براتون خوب باشه تو این سال جدید، سال شیک و تر و تمیزی داشته باشین، سالتون خلاصه پر از اینترنت و کارت تلفن و کارت ایرانشل باشه، با SMS های 22 تومانی مخابرات هم حال کنید.
این سال جدید که الآن درش هستیم، برای ما ایرانی ها سال مهمی است و سال سختی، امید وارم هر رویدادی که پیش میاد برای صنعت آی تی ایران زیاد مشکل ساز نباشد و همه بتونیم در این سال به فعالیت های خودمان آرام آرام ادامه دهیم.
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
در وسط عکس یک ماهی سیاه بود و نوشته بود "ماهی سیاه کوچولو" و بعد در پایین برگه هم نوشته شده بود
ران که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
آنچه می بینم نمی خواهم
زبانم لال زبانم لال فکر کنم داشتن کارای سیاسی می کردند. فقط من وقت نشد که ازشون سوال و جواب کنم که چه و چرا؟ اگر کسی از این جمع و هدفشون اطلاعات و اخبار داره حتما به من بگه لطفا
وبلاگینا را دوست دارم چون مطالب جالبی دارد و از لحاظ طراحی هم وبلاگ خوبی است به نظر با طراحی وبلاگ های دیگر خیلی تفاوت دارد. امید وارم خوراک وبلاگینا روز به روز پر بار تر شود و همه وبلاگینا بخورند.
برای همین تصمیم گرفتم برای تشویق چند تن از دوستان برای رای دادن به لیست ... از چند تهدید جدید استفاده کنم. تهدید هایی که خیلی سریع تر از زن و دانشگاه جواب می داد.
به یکی گفتم اگر رای ندهی شماره تلفن همراه تو را پیدا می کند و ان را قطع می کنند. به دیگری گفتم اگر رای ندهی شماره تلفن خانه را پیدا کرده و اینترنت ADSL لت را قطع می کنند. یکی از دوستان هم که خط ایرانسل داشت گفتم دیگر برای شماره تو امکانات جشنواره و هدیه و سیم کارت اضافه و MMS و GPRS فعال نمی شود. این شعار خیلی مفید بود چون این دوست تمام خانواده خود را که ایرانسل داشتند به شرکت دعوت کرد.
یکی از بچه ها هم عشق ماشین دارد تا به وی گفتم اگر نری کارت سوختت را .. به من گفت می سوزد؟ گفتم نه سهمیه ات را می کنند 3 لیتر مثل موتور سیکلت که حالت بیشتر گرفته شود.
البته شعار های دیگری هم هست مثل قطع شدن Yahoo Messanger ، نمایش لیست دوستان مورد علاقه در صفحه اصلی YAhoo 360 ، نمایش دوستان مخفی در لیست دوستان در سایت کلوب و یا ارسال SMS های شما برای پدر گرامی (برای دختر ها) و یا ارسال سایت هایی که شب ها مشاهده می کنید برای پدر محترم (برای پسرها).
حالا پاشید و بروید رای بدهید تا ...
این داستان در مورد فناوری اطلاعات و اینترنت هم کاملا در ایران درست عمل می کند. همه کار اصلی خود را ول کرده اند و دارند کارهای دیگر انجام می دهند. یکی اینترنت را ملی می کنه، یکی مدیریت محتوای مجانی را پولی قالب می کنه، یکی سایت ها را ثبت می کنه، یکی سایت ها را فیلتر می کنه و ...
و همانند نمونه نخست، تمام این افراد که این کارها را می کنند باید کارهای خوب خوب دیگری را انجام دهند ولی آمده اند این کار های بد بد را انجام می دهند.
یاد این شعر افتاد که می گفت: من آمده ام وای وای من آمده ام که ویران کنم آخ آخ من آمده ام
در اینجا می تونید بنر های را بردارید. این هم یک نمونه از بنر های مربوط به چهارشنبه سوری
امروز به کمک دوست خیلی خوبم رامین مرادی چند تا بنر برای جشن ملی سپندارمزگان طراحی کردیم و در سایت در صفحه مربوط به سپندار مزگان قرار دادیم. حدود ۹ تا بنر خیلی زیبا و عالی طراحی شده این دوست خوب و کد لینک به صفحه ای که توضیحات سپندارمزگان را هم به زبان انگلیسی و هم لینک به منابع فارسی دارد قرار دادیم. و شاید خیلی خوش بینانه تر امید واریم با معرفی این روز که اصل و نسب دارتر است بتوانیم این روز را نه فقط در ایران بلکه در خارج هم معرفی کنیم. حتی می شود از ولنتاین تا سپندارمزگان را جشن گرفته و هفته عشق را در این میان ثبت کنیم.
این لینک بصورت مستقیم www.olc.ir/culture/Sepandar_Mazgan.htm به همراه یک نمونه از بنر های این روز
داشتم با خود فکر می کردم که اگر واقعا بنابر فرمایش بخش پشتیبانی داتک این اختلال تا 10 روز در کل کشور ادامه داشته باشد. ما باید چه کار کنیم؟؟؟ شرکت هایی که تمام فعالیت های خود را به اینترنت منتقل کرده اند باید چه کار کنند؟؟؟ یعنی فرهنگ سازی و رنج و چند سال سختی کشیدن واقعا به یک لنگر یک کشتی وابسته است ؟؟؟
اگر در حقیقت زندگی و کار و تلاش گروهی از این جامعه به یک لنگر وابسته است، آیا بهتر نیست همین امروز تصمیم خود را بگیریم و دنبال کار دوم و سوم باشیم؟ آیا به عنوان ابر قدرت منطقه نباید این توانایی را داشته باشیم که اگر تمام کابل ها را هم از زمین کندند، ما از سرویس های پشتیبانی ماهواره ای استفاده کنیم؟
به نظر من مخابرات باید تجدید نظری در این زمینه انجام دهد و این امکان را در اختیار ISP ها و سرویس دهنده های اینترنتی قرار دهد که بتوانند از پشتیبان های دیگر هم استفاده کنند. و یا اینکه خود مخابرات سرویس های دیگری را فراهم کند که با یک کنده شدن کابل اینترنت کل کشور با مشکل مواجه نشود.
اگر در کنار تمام نگرانی های دیگر در دنیای مجازی و فناوری اطلاعات مجبور باشیم، هر روز نگران کشتی و لنگر و پای شتر باشیم که روی سیم نرود، و یک روز نگران تحریم و روز بعد نگران قانون و یک روز نگران فرهنگ سازی و هزاران هزاران موضوع دیگر، پس کی به فکر زندگی باشیم؟؟؟؟ کی کار کنیم و کی توسعه بدهیم ؟؟؟
خبر پیشنهاد ماکروسافت به یاهو طی چند روز گذشته خیلی سر و صدا کرده، امروز داشتم فکر می کردم که واقعا ما در ایران اصلا از این موضوع ها و خبر ها نداریم. که برای نمونه یک شرکت برای سرویس ها و خدمات شرکت دیگر پول پرداخت کند تا آن شرکت را به مالکیت خود در آورد. فکر می کنم در کل تاریخ یکی پرشین بلاگ است که خرید سایت داشته و یکی هم در ۲ سال پیش که خبر فروش بلاگفا مطرح شد. ولی اخبار رسمی در زمینه فروش و پیشنهاد سایتی در ایران نداریم. به راستی چرا؟
چند حالت وجود دارد در ایران معمولا هیچکس شخص مقابل خود را قبول ندارد. برای مثال همه فکر می کنیم که فقط خود وارد به یک کار هستیم و هیچکس نیست که ارزش فکر و پیشنهاد داشته باشد.
بسیاری هم که تا یک موضوع جالب را می شنوند می روند یک سایت مشابه راه اندازی می کنند و ادامه ماجرا در چند ساعت بزرگ تر از قبلی می شوند.
البته فناوری اطلاعات و صنایع وابسته هم در ایران رشد زیادی نداشته اند و بهتر است بگوییم که هنوز اقتصادی نشده اند تا در ادامه راه بحث های مالی و اقتصادی بیشتری بوجود بیاید. البته در دیگر صنایع هم من زیاد ندیم این گونه حرکت ها در ایران اجرا شود. مثلا ایران خودرو اینقدر پول دارد و اینقدر خود را بزرگ می بیند که هر محصولی دوست داشته باشد تولید می کند و نیازی به خرید شرکت های دیگر نیست.
اما در دیگر کشور ها کافی است شما یک ایده خود داشته باشید تا بسیاری به دنبال خرید شرکت کوچک شما بیایند و با پرداخت پول به دنبال استفاده از دانش شما باشند. امروزه در تمام دنیا این دانش مدیریت و ایده پردازی است که بیشتر مشتری را دارد.
مثلا فکر کنید شرکت پارس آنلاین یا داتک سر خرید سایت کلوب با هم دعوا کنند!! بعد شرکت ندا هم از راه برسد و پیشنهاد خرید آن سایت را بدهد. به این امید که بتوانند سهم بیشتری از کاربران را به خود جلب کنند. البته این موضوع ها در ایران خیلی خنده دار است. شاید این شرکت ها با مجلات برای تخفیف بیشتر یا قرار دادن آگهی در رو یا پشت جلد مجله دعوا کنند، اما این که برای این نوع بازاریابی با هم رقابت کنند، به نظر می آید که برای مدیران ما خیلی خنده دار باشد و البته برای کاربران هم بیشتر این را یادآوری می کند که اینها به دنبال نمایش چیزی هستند.
البته اینجا اشکال هم عقب ماندگی دانش مدیریت است و هم تا حدودی عقب ماندگی جامعه از لحاظ تبلیغاتی و بازاریابی، هنوز که هنوز تا به یک نفر می کوییم بازار یاب همه فکر می کنند وی یک کیف در دست دارد و یک ساک پر از محصول و در خیابان به دنبال مشتری می گردد. استفاده از وازه "عقب ماندگی" بیشتر منظور من از لحاظ فرهنگی و عدم آشنایی با دانش های روز است.
هر کدام از این شرکت ها در یک بخش برای خود غول هستند. ماکروسافت شاه کامپیوتر ها و یاهو شاه ارتباط آنلاین و ایمیل و خیلی از سرویس های آنلاین فقط و فقط با توجه به اینکه گوگل هم سرویس های مشابه داره نتوانسته با یاهو رقابت کنه.
برای گوگل هم احتمال شک سنگینی است ولی نگرش مدیریت را نباید فراموش کرد. گوگل هم فکر های زیادی داره و احتمالا در مدت زمان خیلی کوتاه این حمله گسترده را از بین می برد. من فکر می کنم بیل گیتس داره در این سال آخر مدیریت مستقیم بر ماکروسافت یک فکر های را پیاده می کنه، خرید فیس بوک در چند ماه گذشته و امروز خرید یاهو شاید یک جنگ سایبر باشه و یک لشکر کشی آنلاین در مقابل ۲ بزرگ این میدان که باید دید که در چند روز آینده چه خبر هایی از طرفین منتشر می شه و گوگل چه تصمیمی می گیره

خدمت آقای فخری عزیز عرض کنم که بله کاملا درست است ، جدای مسائل دینی ، بسیاری از کلمات عربی بخشی از فرهنگ فارسی است. شاید بیشترین دلیل برای این موضوع وجود بسیاری شعر از شاعر های معروف ایرانی است، که از بسیاری لغات عربی در شهر های خود استفاده کرده اند. ولی یک موضوع خیلی اهمیت دارد. برخی از واژه ها هستند که پیش از ورود اسلام در ایران رایج بوده اند که پس از ورود اسلام به فراموشی سپرده شده و استفاده نشده اند البته بسیاری از زبان شناسان حمله اعراب را دلیل ورود این لغات نمی دانند. بلکه برخی روش های اشتباه روشنفکران زمان های قدیم -شاید ۳۰۰ سال گذشته- بود که بسیاری از لغات فارسی با عربی ترکیب شدند. اما در خصوص لغات انگلیسی یک نکته مهم را نباید فراموش کنیم. بسیاری از لغات که در زبان انگلیسی بوجود آمده اند در زبان فارسی معادل ندارند و بیشتر به عنوان یک واژه تخصصی وارد زبان فارسی شده اند یعنی یک لغت جدید. که من با فارسی کردن این لغات اصلا میانه خوبی ندارم، ولی در خصوص لغاتی که ما در تاریخ خود موجود داشتیم چرا از فارسی استفاده نکنیم و من فکر می کنم نوشته شما تایید این موضوع است که نباید از این گونه نوشته ها استفاده ابزاری کرد. که نه تنها در مورد اسلام بلکه در خصوص تمام ادیان الهی و فرهنگ ها هم این کار درست و شایسته نیست. (لغت های انگلیسی هم در لیست خیلی زیاد است به خدا)
آقای نقطه چین هم در مورد یک شعر در خصوص مدیر سایت بلاگفا نظر دادند و گفته اند که بهتر است کن بیشتر تحقیق کنم. من فکر نمی کنم نوشته های طنز را زیاد جدی گرفتن درست باشد. در قدرت بلاگفا و آقای شیرازی شک نکنید ولی لطفا شما هم ماجرای کاسه و داغ و آش را پیاده نکنید. یک نوشته برای شوخی بود که خود آقای شیرازی دوست نداشتند می فرمودند. این دوست ۳ یا ۴ تا نظر توپ در وبلاگ نوشته اند که خیلی باحال بود و در پاسخ تمام این ها باید بگویم که در بررسی هر نوشته باشد به شخصیت نوشته هم توجه شود. یعنی نوشته های من درست که در مورد فناوری اطلاعات است، ولی همیشه همراه با خنده و ظنز بوده و اشکالات شما وارد نیست.
تنها موردی را که از نوشته های من ایراد نگرفتید فکر کنم وجود تعداد زیاد غلط املایی است (خنده) و تنها دلیل هم نبود غلط یاب فارسی است به شما اطمینان می دهم که دیکته من خوب است.
به بلاگفات مينازي؟
آهاي مستر شيرازي
آژاکس بلدي بسازي؟
تو دنياي مجازي
آخه به چي مينازي؟
محصل رياضي!
این از طریق یاهو مسنجر برای من ارسال شد ولی با اجازه شاعر محترم یک دو جین از بیت ها را حذف کردم
حالا چرا دردسر، آخه امروز تمام پرسنل او ال سی با من قهر بودند، آخه می گفتن آقای احمدی نژاد همه را تعطیل کرده، حالا هی ما می گفتیم آقای احمدی نژاد رئیس دولت هستش و دولت را تعطیل کرده به بخش خصوص که کاری نداره، خلاصه هی ما بگو هی اونا بگو.
گفتم بگم تو رو خدا، آقای احمدی نژاد همون طوری که دولت و مجلس را اعلام کردید که باز هستن و در مورد استان ها هم گفتین که استاد دار تصمیم بگیره، این جور زمان ها بگین که انتخاب تعطیل بودن بخش خصوصی هم به خود بخش خصوصی مربوط میشه که اینقدر ما تو محل کار دعوا نکنیم.
البته این وبلاگ دیگه زیاد تخصصی نیست والا اخه در این کشور همه غیر تخصصی هستند ما هم که خودمان تخصصی درست و حسابی ندارین (به قول دوستان) فقط چت بلدیم بکنیم. ولی این خودشم خیلی هنر و تخصص می خواد والا شما فکر کنیدو ۱۲ ساعت تا ۱۴ ساعت روزانه آنلاین بودن ؟؟
حالا چند تا سایت باحال پیدا می کنم تو چند روز آینده می نویسم. کار و بارم احتمال کم شده تو این هفته و بیشتر سر می زنم به وبلاگ
اطمینان دارم این تار سفید همین امروز در آمده چون من از صبح خیلی ناراحت و کسل بودم فکر کنم این ها به هم ربط دارند همه و همه و این هم که امروز ۱۳ آذر است که بی دلیل نیست!!!
امروز فناوری اطلاعات هم کیلویی چند است من نمی دانم.
این شعر هم بی ارتباط نیست:
موی سپیدی توی آینه دیدم دارا دارام
آهی بلند از ته دل کشیدم