تبليغاتX
دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
تا حالا شده معتاد بشین ؟ تاحالا شده واقعا به یه چیزی اعتیاد داشته باشین و اگه نباشه درد بکشین؟

من که قبلا این طوری نشده بودم. البته معتاد اینترنت که هستم ولب تاحالا نشده بود وقتی یک سایتی بالا نیاد من اینطوری بشم. نزدیک به چند ماه پیش سایتی راه اندازی شده به نام بالاترین من در این مدت زمان کوتاه واقعا معتاد شدم ! داداش دیگه از دشت رفتم.

امروز برای ۳ یا ۴ دقیقه بالاترین در دسترس نبود. فکر می کنم که برای اولین بار بود که کلافه شدم. (البته به غیر از مواردی که سایت خودم مشکل پیدا می کنه) ولی واقعا اعتیاد بالاترینی هم بد چیزی است.

ولی واقعا سایت خوب، سایت حرفه ای و از همه مهم تر سایت تاثیرگذار به این می گویند. ولی متاسفانه برای خیلی از ما ایرانی ها هنوز فکر کردن و پیاده کردن دموکراسی خیلی سخت است. چند روزی است که می بینم در بالاترین لینک های قرار می دهند که مثلا چرا فلان لینک حذف شده و چرا این طوری شده .
البته درسته که بالاترین یک سایت گروهی است، اما مدیران این سایت هم یک هدف و اختیاری دارند که این حق را دارند لینکی را بالا یا پایین کنند.
پس بهتر است زیاد سخت نگیرید، اگر خود شما هم مدیر بالاترین بودید. مطمئن باشید که بیشتر سانسور می کردید.

ولی ما که معتاد شدیم، شما دیگر معتاد نشوید.

عکس از ollyo.com

نوشته شده توسط شایان شلیله در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 |

OYAX
داستان چیست ؟ رضا ولی زاده در وبلاگ خود نوشته که علیرضا شیرازی امکان درج اعتراضیه نسبت به طرح ساماندهی را مسدود کرده و علیرضا شیرازی هم در وبلاگ خود این را پاسخ داده است.

اول قرار بود که خبر را در وبنا منتشر کنم ولی در نهایت منتشر نشد. چون دیدم دعوا دارد بالا می گیرد گفتم من هم وارد این ماجرا شده و یک نکته را توضیح بدهم. این که مسدود شدن یا فیلتر کردن رقبا در سیستم های عمومی کاری درست است یا نادرست ، را نمی توانیم پاسخ دهیم مگر این که خودمان مدیر سایت باشیم. خوشبختانه هم آقای ولی زاده بازنگار و هم آقای شیرازی بلاگفا سایت های عمومی دارند. حتی سرویس میهن بلاگ در ماه قبل پا را فراتر گذاشته بود و گفته بود رقبا را هک خواهد کرد.

بلاگفا سایت هایی را فیلتر می کند که از لحاظ تجاری با آنها اختلاف دارد. پرشین پتیشن را هم از زمانی که یک اعتراض نامه مربوط به مدیر بلاگفا منتشر کرده، بسته است. (فکر می کنم)  پس این عنوان که شیرازی از ترس مسدود شدن آمده و این اعتراضیه را فیلتر کرده نمی تواند درست باشد. چون در کل راه اندازی یک سرویس مانند بلاگفا، ریسک و خطر بیشتری دارد تا فیلتر کردن این اعتراضیه.

آقای ولی زاده هم در آینده ممکن است با بزرگتر شدن سایت بازنگار و ورود به رقابت با دیگر سایت ها در مقابل برخی از مطلب و سرویس ها واکنشی مشابه نشان دهد. مثلا وبلاگ من در بازنگار ثبت شده، فکر کنید من هم هر روز از بازنگار بد بنویسم ، به نظر شما من از لیست حذف می شوم یا نه ؟

در پایان هم از دو طرف این ماجرا در خواست می کنم این بحث را دیگر ادامه ندهند. ما در وبلاگستان به اتحاد بیشتر نیاز داریم.

در پایان هم من شخصا فکر می کننم این اقدام بلاگفا یک اقدام تجاری در مقابل شرکت رقیب است. چون تمام سایت های گروه رقیب در بلاگفا فیلتر شده است. در پایان این نکته آقای شیرازی هم برای من خیلی جالب بود.
"اینکه دوستان من شاید (و فقط شاید) درست نباشد که اعتراض خود را در جایی مطرح کنید که در آینده مدیر آن با ژستی مغرورانه  زحمات شما را به نام خود تمام کند."

 برای خنده هم این لینک را کامل بخوانید مولانا ... شعر آباد از دیروز تا حالا دارد با ما کل کل شعر می کند . شعر من را که پست قبلی نوشته شده اینجا پاسخ داده.

نوشته شده توسط شایان شلیله در دوشنبه هجدهم دی 1385 |

OYAX
در خصوص جشنواره توسعه جامعه مجازي ايران که در پایان این ماه برگزار خواهد شد، خبر های زیادی منتشر شده است. سایت بلاگفا و میهن بلاگ از شرکت در جشنواره انصراف دادند و کلوب هم تبلیغات این همایش را از سایت خود برداشته است. و خبری منتشر شده که در این همایش شرکت نخواهد کرد.

بلاگفا و میهن بلاگ فکر می کنم به دلیل شرکت پرشین بلاگ در جشنواره انصراف داده اند. در خصوص سایت کلوب اطلاع ندارم. دبیر جشنواره آقای کامبد سردبیر مجله هفت سنگ است. و من با ایشان چند مرحله تلفنی صحبت کردم ولی آشنایی ندارم.

سوالی که برای من پیش آمده این است که مثلا وقتی بلاگفا، بنا به دلایل خاصی از حمایت یک جشنواره انصراف می دهند. کاربران و بلاگفا نویسان نیز باید جشنواره را تحریم کنند ؟

این موضوع از لحاظ تاثیر رسانه ها اهمیت دارد. دوست دارم این موضوع را دقیق پیگیری کنم. که آیا سایت های اینترنتی در ایران به عنوان رسانه های دیجیتال (مدرن)، از لحاظ اجتماعی این قدرت را دارند که یک حرکت را تحریم کرده و کاربران را نیز با خود همراه کنند.

در خصوص تشویق به شرکت که اطمینان دارم این قدرت را دارند. اما برای بازداری از شرکت و تحریم یک حرکت ، جالب است که قدرت این رسانه های نو پا را بررسی کنیم.

در نمایشگاه الکامپ چند سال پیش که صدا و سیما نمایشگاه را تحریم کرد و هیچ خبری از برگزاری نمایشگاه منتشر نکرد ، سایت های اینترنتی توانستند بیش از ۱ میلیون نفر را به نمایشگاه بکشانند. اما در این همایش که صدا و سیما یکی از حامیان اصلی آن است. آزمون بزرگی است، که آیا رسانه های دیجیتال (مدرن) می توانند مقابل رسانه های غیر دیجیتال (سنتی) قدرت نمایی کنند.

این داستان را حتما بررسی خواهم کرد و نتیجه را اطلاع خواهم داد.

نوشته شده توسط شایان شلیله در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 |

OYAX
سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی یا ساوز(Severe Acute Webloger Syndrome) نوعی بیماری واگیردار است که به راحتی ممکن است هر وبلاگ نویسی را مبتلا کند. این بیماری که تا پیش از این به ندرت و آن هم در میان برخی از وبلاگر های پر سن و سال تر دیده می شد، با یک جهش ژنتیکی در کل اکوسیستم وبلاگستان شیوع یافته و نمونه های فراوانی از ابتلای به آن نه فقط در میان وبلاگر های پرسابقه بلکه حتی تا در میان وبلاگرهایی با سابقه  چند ماهه نیز مشاهده شده است. از آنجایی که بهترین شیوه با شیوع این نوع بیماری های خطرناک و به شدت واگیر دار اطلاع رسانی عمومی است، علایم بیماری و برخی از راهکارهای مبارزه با آن از این طریق به اطلاع می رسد.

SAWS یا سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی، نوعی بیماری است که در بین وبلاگ نویسان شیوع می یابد و باعث بروز اختلالاتی در افکار و اعمال مبتلایان می شود. وبلاگ نویس مبتلا به این سندرم، دچار خودبزرگ بینی شدیدی شده و حالاتی خدای گونه از خود بروز می دهد. "احساس مالکیت" در بیمار به شدت تقویت شده بطوریکه علاوه بر بروز واکنش های بسیار شدید در خصوص وبلاگ خود، نسبت به فضای وبلاگستان نیز دچار نوعی حس پدرخواندگی می شود. بیمار مبتلا به ساوز، احساس می کند که جزئیات افکار و حتی روابط شخصی وی، برای مخاطبان وبلاگش اهمیت حیاتی دارد و در نتیجه علی رغم احساسات خدای گونگی اش، تلاش طاقت فرسایی را برای  رفع این نقیصه بکار برده و ضمنا از این طریق به ارائه نوعی الگوی کامل و دقیق از خود به دیگران اهتمام می ورزد!

بیمار به همان میزان که در مقابل انتقاد تک و پراکنده غیر قابل نفوذ می نمایاند و حالت تهاجمی به خود می گیرد، در مقابل انتقادات حجیم و متعدد، رفتارهای پارانویایی از خود بروز می دهد و به خاطر توهم و سوظن شدید حالات انفعالی از خود نشان می دهد. هرگونه تایید و تمجید از وبلاگ بیمار، وی را دچار خودبرتربینی بیشتری می کند و هر گونه انتقاد و یا حتی کم توجهی، حس بدبینی پارانویایی بیمار را تقویت کرده و وی را از توهم سوقصد دیگران به وبلاگ خود مطمئن می سازد.
کلیه نشانگاه و پالس هایی که اصولا بازخورد جایگاه و کنش وبلاگر و وبلاگش است، به صورت تحریف شده به وی می رسد و این عامل به علاوه اصرار بیمار بر نتیجه گیری های دلخواه خود از حقایق موجود،  نوعی اسکیزوفرنی را در وی به وجود می آورد.

علایم شناخت بیمار مبتلا به ساوز
عدم تماس با بیماران مبتلا به ساوز ساده ترین و بهترین راه برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری است که آن نیز مستلزم شناخت علایم این بیماری است. برخی از نشانه های ابتلا به سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی (یا به اصطلاح بومی: متوهمین حاد وبلاگی) از این قرارند:

یک متوهم وبلاگی:
1- ... به ندرت برای دیگران کامنت می گذارد و چنانچه این کار را بکند، با نام خودش کامنت نمی گذارد.
2- ... آی پی وبلاگ نویسانی که منتقد وی هستند را BAN(مسدود) می کند.
3- ... شدیدا در کار نان قرص دادن و قرض گرفتنِ بین الوبلاگی متبحر است، منتها دایره دوستانِ نانی را وسیع نمی گیرد و صرفا با چند نفر حاضر است دست به چنین معامله هایی بزند.
4- ... هر زمان که اراده کند و به هر دلیلی که صلاح بداند، هر بلایی که دلش بخواهد روی بخش کامنتهای وبلاگش و نظرات خوانندگان اعمال می کند. مثلا بخش کامنت برای وبلاگش نمی گذارد، یا می گذارد اما هر موقع که اراده کند آن را می بندد، یا هر کامنتی را که صلاح بداند منتشر می کند... .
5- ... روزی چهل بار نام خود و وبلاگش را سرچ می کند و تمامی مطالبی را که درباره او نوشته شده یا صرفا در آنجا نامی از وی برده شده را می داند و به سرعت واکنش نشان می دهد.
6- ... به طور پیوسته و به موازات وبلاگ نویسی اش، در حال صدور رهنمودهایی در باب اخلاق وبلاگ نویسی، رسم الخط وبلاگ نویسی، شیوه نگارش و... است.
7- ... عارش می آید مستقیم و شفاف درباره وبلاگ نویسانی که منتقد هستند و یا صرفا هم عقیده نیستند بنویسد. ضمنا آنقدر گذشت ندارد که این قبیل خبط(!)ها را نادیده بگیرد و در مواقع لزوم(که زیاد هم پیش می آید) با نیش و کنایه در مورد موضوعی می نویسد و صرفا "به عنوان مثال" به قربانی اشاره می کند.
8- ... در مقابل هر نوع کم اعتنایی ای، نظیر دعوت نشدن به همایش ها، نشست ها و داوری های و کلا هر برنامه ای که نوعی با وبلاگ و وبلاگ نویسی و فضای سایبر مرتبط باشد، واکنش هایی به شکل تهمت زنی، تمسخر و ناسزاگویی بروز می دهد.
9- ... از بخش لینکدونی و نیز بلاگ چرخان وبلاگ خود به عنوان اهرم قدرت استفاده می کند و بسته به مثبت یا منفی بودن ابراز نظرات سایروبلاگ نویسان با درج یا حذف لینک آنها واکنش سریع نشان می دهد.
10- ... بسته به نوع دلبستگی به مقولاتی که به آنها علاقه مند است (مثلا ادبیات، سیاست، فرهنگ و...) به اتکای فعالیت وبلاگی، خود را در آن مقوله صاحب نظر می داند و بعد از هر یادداشتی، منتظر اثرات سریع رهنمودها و نظرات خود در سطح جامعه و حکومت می ماند!


پیشگیری و درمان ساوز
متاسفانه مداوای بیمارانی که دچار این سندروم می شوند بسیار مشکل است اما در مراحل مقدماتی مداوای آن ممکن و نسبتا ساده است. برای این کار بهترین کار آن است که افرادی که در معرض سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی هستند، یعنی تمامی اهالی وبلاگستان، روش های شناخت و نیز درمان اولیه را بیاموزند. چنانچه شما وبلاگ نویس هستید و احساس می کنید برخی از حالات فوق را دارا می باشید، با انجام تمرین های زیر از سقوط خود به اوهام این سندرم حاد جلوگیری کنید:

1- چنانچه رشد شمارنده وبلاگتان، شما را به این توهم انداخته که "چون وبلاگ شما در هر هفته چند برابر تیراژ یک کتاب مهم و عمیق خواننده دارد، پس مهم تر و عمیق تر است و خود شما هم از آن نویسنده، بالاتر تر و محبوب تر" ؛ با استفاده از یک فیلتر شکن، به یک وبلاگ پورنو بروید و قبل از آنکه چشم و ذهنتان مشغول بعضی چیزها بشود(!) سریعا شمارنده آن را باز کنید. در اینجا به آمار و اعدادی برخواهید خورد که شما را شگفت زده و هُشیار خواهد کرد!
همچنین با استفاده از امکانات شمارنده تان، کلماتی را که بر اساس جستجوی آنها بسیاری از کاربران به وبلاگ شما وارد شده اند را مرور کنید.(این کار به خانم های جوان توصیه نمی شود!)

2- اگر تعداد زیاد کامنتهای وبلاگتان شما را متوهم کرده است، یک بار از یکی از دوستانتان خواهش کنید که بدون خواندن یکی از یادداشت های شما در وبلاگتان، کامنتهای آن یادداشت را بخواند و بعد از  او بخواهید که محتوا یا حتی کلیت موضوع یادداشت را حدس بزند. (توصیه: این خواسته را از اعضای خانواده و همچنین دوستانی که در مورد کلمات رکیک باهاشان رودربایستی دارید هم نخواهید!) خواهید دید که حدسیات رفیقتان بخاطر وجود انواع کامنتهای بی ربط، تبلیغاتی، ناسزا ، خوش و بش، تقاضای تبادل لینک و کل کل های بچه گانه؛ خیلی حنده دار خواهد بود.

3- همیشه سعی کنید که با دنیای خارج از وبلاگستان تماس لازم را داشته باشید. مثلا سعی کنید در بقالی سرکوچه یا در سلمانی یا آرایشگاه و خلاصه اینطور جاهایی که همیشه از هر دری سخنی می رود و عجیب ترین حرفها هم به راحتی هضم می شود، از وبلاگ صحبت کنید. اگر نفهمیدند وبلاگ چیست از رو نروید و بحث را به اینترنت بکشید و اگر مخاطبین باز هم دچار سوفهم بودند (مثلا فکر می کردند اینترنت همان چیزی است که چت است و عکس های داریوش اقبالی دارد و کنکور اعلام می شود!) بازهم خودتان را نبازید و بحث را به محتوای یکی از دغدغه های اخیر وبلاگستان ببرید، (مثلا هموفوبیا!) بعد نتیجه را خوب به خاطر بسپارید.

4- اگر روزی روزگاری احساس کردید که وبلاگتان خیلی مشهور شده و از شدت شهرت و مورمورتان شد، بروید سر کوچه و به طور اتفاقی از ده رهگذر راجع به وبلاگستان بپرسید. خواهید دید که از 6 نفری که با نگاه عاقل اندر سفیه از کنار شده رد نشده اند، سه نفرشان وبلاگستان را کشوری آفریقایی و یک نفر کشوری متعلق به آسیای میانه می داند. از دو نفر باقیمانده یکی سوال را جور دیگری متوجه می شود و با تهدید و فحش رکیک، یا بالعکس لبخندی معنی دار و شماره تلفن– بسته به اینکه اهل کدام محل باشید!- موضوع را دنبال می کند و احتمالا فقط یک نفر می داند وبلاگستان چیست که او هم حتما شما را نمی شناسد! حالا همین سوال را در مورد یکی از مجریان دست چندم شبکه سه سیما یا رادیو ورزش بپرسید!

با آرزوی سلامتی

سوالات خود درباره این بیماری را از این طریق با دکتر فرجامی در میان بگذارید و بدون درد و خونریزی پاسخ بگیرید:m_farjami در یاهو دات کام

نوشته شده توسط شایان شلیله در دوشنبه ششم آذر 1385 |

OYAX
سلام دوستان، من شخصا روزانه نامه های الکترونیکی بسیاری دریافت می کنم. و با خیلی از این نامه های الکترونیکی مشکل دارم. در ادامه می خواهم چند تا نکته مهم بنویسم که برای همه می تواند مهم باشد.

در زمان های قدیم که افراد نامه های کمی را در طول روز دریافت و یا ارسال می کردند. چون اینترنت هم خیلی جدید و جالب بود، مطالبی را که می نوشتند فراموش نمی کردند. ولی امروزه تعداد نامه هایی که شما در هر روز دریافت می کنید و یا پاسخ می دهید خیلی زیاد است، من در برخی از روز ها بیش از 150 نامه الکترونیک از افراد مختلف دریافت می کنم، و معمولا بیش از 60% نامه را مجبور هستم شخصا جواب بدهم.

از این رو بهتر است که در زمان پاسخ دادن به نامه های دریافتی حتما نامه ها را reply کنیم. تا جواب نامه دریافتی به همراه سوال و یا درخواست نویسنده ارسال شود. در این حالت نویسنده با خواندن جواب شما در زمان کوتاهی می تواند سوال و یا درخواست خود را ببیند. با رعایت کردن این راه ساده از رد و بدل شدن نامه های اضافی هم جلوگیری می کنید.

مورد دیگر در خصوص آداب نامه نگاری الکترونیک، نحوه پاسخ دادن به یک نامه الکترونیک است. معمولا افراد برای خواندن نامه الکترونیک وقت زیادی ندارند. پس نوشتن نامه طولانی معمولا دریافت پاسخ را به تاخیر می اندازد. من شخصا اول به نامه هایی پاسخ می دهم که کوتاه نوشته شده باشند.

خلاصه نویسی هم اندازه ای دارد. ارسال پاسخ به شکل "بله موافتم" و یا "خیر مورد قبول نیست" هم دور از ادب می باشد و معمولا در نظر گیرنده نامه تصویر بدی از شخصیت شما می سازد. پاسخ های 2 یا 3 کلمه ای معمولا در محیط های کاری مشترک و فقط از طرف مدیر برای پرسنل ارسال می شود.

یک پاسخ مناسب باید در حدود 20 کلمه باشد. تا هم برای نوشتن زمان زیادی نبرد و هم خواندن آن برای گیرنده سخت نباشد. البته یک نکته مهم هم در ادامه یاد آوردی کنم. نوشتن نامه طولانی نشان دهنده اهمیت موضوع برای شما است. اگر نامه خود را مجبور هستید طولانی بنویسید سعی کنید در پاراگرافت اول خلاصه مطلب را بنویسید. پاراگراف ها را حتما با یک یا دو enter از هم جدا کنید. در نامه های خود از . و ، استفاده کنید.

در ارسال پاسخ subject را تغییر ندهید، و بهتر است که جواب نامه را با همان account ی که نامه را دریافت کردید ارسال کنید. اگر با فردی در حال مکاتبه هستید و چند نامه دریافت کرده اید برای ارسال پاسخ، حتما آخرین نامه را reply کنید.

نامه های الکترونیک را معمولا 100 % رسمی نمی نویسند. در نامه های الکترونیکی می توانید به زبان خودمانی و غیر رسمی هم بنویسید، ولی پیشنهاد می کنم در برخی از جملات از کلمات رسمی هم استفاده کنید. برای نمونه به این بخش توجه کنید. "درباره اون موضوع همکاری که به من گفتید فکر می کنم نظر خوبی داری" در این جمله لغت "گفتید" رسمی است اما "داری" یک فعل غیر رسمی و بیشتر کاربرد محاوره ای دارد. استفاده از واژه های رسمی در یک نامه الکترونیک نشان دهنده احترام شما به مخاطب است.

در صورتی که برای فردی نامه می نویسد، برای بار اول در هیچ صورت فایل را به همراه نامه خود attach نکنید. معمولا برای ارسال فایل های بزرگ از گیرنده اجازه بگیرید و به وی اطلاع دهید.

یک داستان هم برای آینده دارم. شنیده اید که می گویند اگر آشپز 2 تا شد، آش یا شور می شود و یا بی نمک ؟ امروز این پرسش مطرح است که اگر آشپز اصلا بلد نبود گاز را روشن کند چه ؟ اصلا آشی نبود که شور باشد یا بی نمک. (زیاد فکر نکیند، نه من را به دردسر بیندازید و نه خود را، این مطلب اصلا سیاسی نیست.)

نوشته شده توسط شایان شلیله در دوشنبه یکم آبان 1385 |

OYAX